محرم و صفر

برگزاری مراسم عزاداری در طی ماههای محرم و صفر علی الخصوص دهه اول در طی یکهزار و سیصد و هفتاد و سه سال ( واقعه ی کربلا در دهم محرم الحرام سال شصت و یک هجری قمری مطابق با بیستم مهر ماه سال پنجاه و نه هجری شمسی اتفاق افتاده است )  برای حفظ و تبلیغ شعائر اسلام ناب محمدی ص و زنده نگاهداشتن حادثه عظیم کربلا و به تبعیت و اطاعت محض  از حضرت علی بن الحسین ع  و عمه ی بزرگوارشان حضرت زینب کبری س و همچنین ائمه بعدی که ماموریت الهی همچون  سیدالمرسلین و خاتم النیین حضرت محمد بن عبدالله  ص ؛ سیدالوصیاء امیرالمومنان علی بن ابیطالب ع ؛ کریم اهل البیت امام حسن مجتبی ع و سید و سالار شهیدان ابوالاحرار حضرت اباعبدالله الحسین ع برای صیانت از دین اسلام واقعی داشته اند ؛ میباشد (در مذهب تشیع علوی اطاعت مهمتر از عبادت است و معرفت ؛ مودت و اطاعت ملازم یکدیگرند ) و کاملا"با برگزاری مراسم ختم ؛ شب هفت ؛ چهلم و سالگرد مردگان که از سوی وراث در این برهه از زمان منعقد میشود ؛ متفاوت است (جالب است که در سالهای اخیر و به تبعیت از دشمنان خدا ؛ فقط  یک تلفن میزنند تا متوفیات بیآید و جنازه را ببرد و دفن کند و وراث در درون خانه ی مرده برای جمع آوری ماترک و مال خود کردن آنها جمع شده و از آنجا تکان نمیخورند .  چه رسد باینکه در پی انعقاد مجلس ترحیم و . . . باشند) بر اساس تعالیم ائمه ی دین از امامان معصوم ع گرفته تا نواب خاصه ( چهار نفر ) و عامه ( مراجع معظم تقلید ) محرم و صفر زمان بالیدن است نه نالیدن ؛ زمان خوب نگریستن است نه خوب گریستن ؛ نماد شعور مذهب است نه فقط شور مذهب ؛ زمان مشاهده تجلی عشق مطلق با چشم بصیرت و کسب معرفت است

ترجمه حدیث غدیر

بخش اول: حمد و ثنای الهی
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بى آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.
اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حکمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست.
به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.
کریم و بردبار و شکیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب، صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حکیم.
دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر، او – عزّوجلّ – خود، راه نماید و بشناساند.
و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.
پس اوست «الله» که معبودی به جز او نیست. همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارهابه او بازمی گردد.
و گواهی می دهم که او «الله» است که آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را – که شتابان در پی شب است – به شب پیچد. اوست شکنندۀ هر ستمگر سرکش و نابودکنندۀ هر شیطان رانده شده.
نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیکی. و هموست بر هر چیز توانا
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت کنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد
نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).
بخش اول: فرمان الهی برای مطلبی مهم
و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد.
- معبودی جز او نیست – چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.
پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادۀ ما! آن چه از سوی پروردگارت دربارۀ علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»
هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم – که تنها او سلام است – فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛
و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است. و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسۀ ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.»
و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: « و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. – بر علیه آنان که گمان می کنند او تنها سخن می شنود – لیکن به خیر شماست، او (پیامبر صلی الله علیه و آله) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و راستگو می انگارد.»
و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم [که آنان را شناسایی کنند] می توانستم. لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده – در حقّ علی – ابلاغ کن؛ وگرنه کار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»
بخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام
هان مردمان! بدانید این آیه دربارۀ اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.
[هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.
هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.
روا نیست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نیست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را برای من بیان فرموده و آن چه پروردگارم از کتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.
هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سورۀ یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم…»
هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می کرد و جز او کسی چنین نبود.
اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت که جان خود را فدای من کند.
هان مردمان! او رابرتر دانید، که خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، که خداوند او را برپا کرده است.
هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد که آتش گیرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، که برای حق ستیزان آماده شده است..
هان مردمان! به خدا سوگند که پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اکنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن کس که راستی و درستی مرا باور نکند به کفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شک و ناباوری در امامت یکی از امامان، به سان شک و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری را به من پیشکش کرد و البته که خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژۀ اوست.
هان مردمان! عل را برتر دانید؛ که او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.
دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!
هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن که با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد که گام هایتان پس از استواری درلغزد. که خداوند بر کردارتان آگاه است.
هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است که در نبشته ی عزیز خود او را یاد کرده و دربارۀ ستیزندگان با او فرموده: «تا آنکه مبادا کسی در روز رستخیز بگوید: افسوس که دربارۀ همجوار و همسایه ی خدا کوتاهی کردم…»
هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.
هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.
هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.
هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان بری کسی جز او روا نباشد.
سپس فرمود: مردمان! کیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را؛ و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد.
بخش چهارم: بلند کردن امیرالمومنینعلیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله
هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا که مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل کند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و کسی که به فرمان خدا با پیمان شکنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیکار کند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»
پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما. خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.
معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که: «امروز آیین شما را به کمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن که به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم.
بخش پنجم: تاکید بر توجه امت به مسئله امامت
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تکمیل فرمود. اینک آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او – تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا – پیروی نکنند، در دو جهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی که نه از عذابشان کاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.
هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیک ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن نیست مگر این که درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز کرده [و او اولین شخص مورد نظر خدی متعال بوده است ] . و آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نکرده و به آن جز او را نستوده است.
هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع کننده ی از رسول اوست. او پرهیزکار پاکیزه و رهنمی ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند.
هان مردمان! فرزندان هرپیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است.
هان مردمان! به راستی که شیطانِ اغواگر، آدم را با رشک از بهشت رانده مبادا شما به علی رشک ورزید که کرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر یک اشتباه به زمین هبوط کرد و حال آن که برگزیده ی خدی عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهید بود شما و حال آن که شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند.
آگاه باشید! که با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش.
و سوگند به خدا که سوره ی والعصر درباره ی اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان که انسان در زیان است.» مگر علی که ایمان آورده و به درستی و شکیبایی آراسته است.
هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پیام او را به شما رسانیدم. و بر فرستاده وظیفه ی جز بیان و ابلاغ روشن نباشد!
هان مردمان! تقوا پیشه کنید همان گونه که بایسته است. و نمیرید جز با شرفِ اسلام.
بخش ششم: اشاره به کارشکنی های منافقین
هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید پیش از آن که چهره ها را تباه و باژگونه کنیم یا چونان اصحاب روز شنبه [یهودیانی که بر خدا نیرنگ آوردند] رانده شوید.«به خدا سوگند که مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابه اند که آنان را با نام و نَسَب می شناسم لیکن به پرده پوشی کارشان مأمورم. آنک هر کس پایه کار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد [و بداند که ارزش عمل او وابسته به آن است.] .
مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی – که حق خدا و ما را می ستاند – جی گرفته. چرا که خداوند عزّوجل ما را بر کوتاهی کنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهکاران و ستمکاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت آورده است.
هان مردمان! هشدارتان می دهم: همانا من رسول خدایم. پیش از من نیز رسولانی آمده و سپری گشته اند. آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم، به جاهلیت عقب گرد می کنید؟ آن که به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زیانی نخواهد رسانید و خداوند سپاسگزاران شکیباگر را پاداش خواهد داد. بدانید که علی و پس از او فرزندان من از نسل او، داری کمال شکیبایی و سپاسگزاری اند.
هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذارید؛ که اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد کرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعله ی از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در کمین گاه است.
مردمان! به زودی پس از من پیشوایانی خواهند بود که شما را به سوی آتش می خوانند و در روز رستاخیز تنها وبدون یاور خواهند ماند.
هان مردمان! خداوند و من از آنان بیزاریم.
هان مردمان! آنان و یاران و پیروانشان در بدترین جی جهنم، جایگاه متکبّران خواهند بود. بدانید آنان اصحاب صحیفه اند. اکنون هر کس در صحیفه ی خود نظر کند.
هان مردمان! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جی می گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده اند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.
آگاه باشید! به زودی پس از من امامت را با پادشاهی جابه جا نموده. آن را غصب کرده و به تصرف خویش درآورند.
هان! نفرین و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران! و البته در آن هنگام خداوند آتش عذاب – شعله هی آتش و مس گداخته – بر سر شما جن و انس خواهد ریخت. آن جاست که دیگر یاری نخواهید شد.
هان مردمان! هر آینه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد کرد تا ناپاک را ازپاک جدا کند. و خداوند نمی خواهد شما را بر غیب آگاه گرداند.
هان مردمان! هیچ سرزمینی نیست مگر این که خداوند به خاطر تکذیب اهل آن [حق را] ، آنان را پیش از روز رستاخیز نابود خواهد فرمود و به امام مهدی خواهد سپرد. و هر آینه خداوند وعده ی خود را انجام خواهد داد.
هان مردمان! پیش از شما، شمار فزونی از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود کرد. و همو نابودکننده ی آیندگان است.
او خود در کتابش آورده: «آیا پیشینیان را تباه نکردیم و به دنبال آنان آیندگان را گرفتار نساختیم؟ با مجرمان این چنین کنیم. وی بر ناباوران!»
هان مردمان! همانا خداوند امر و نهی خود را به من فرموده و من نیز به دستور او دانش آن را نزد علی نهادم. پس فرمان او را بشنوید و گردن نهید و پیرویش نمایید و از آنچه بازتان دارد خودداری کنید تا راه یابید. به سوی هدف او حرکت کنید. راه هی گونه گون شما را از راه او بازندارد!
بخش هفتم: پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان
هان مردمان! صراط مستقیم خداوند منم که شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند
سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله قرائت فرمود: «بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدللّه ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم» – تا آخر سوره.
هان! به خدا سوگند این سوره درباره ی من نازل شده و شامل امامان می باشد و به آنان اختصاص دارد. آنان اولیی خدایند که ترس و اندوهی برایشان نیست، آگاه باشید: البته حزب خدا چیره و غالب خواهد بود. هشدار که: ستیزندگان با امامان، گمراه و همکاران شیاطین اند. بری گمراهی مردمان، سخنان بیهوده و پوچ را به یکدیگر می رسانند. بدانید که خداوند از دوستان امامان در کتاب خود چنین یاد کرده: «[ی پیامبر ما] نمی یابی ایمانیان به خدا و روز بازپسین، که ستیزه گران خدا و رسول را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خویشانشان باشند. آنان [که چنین اند] خداوند ایمان را در دل هایشان نبشته است.» – تا آخر آیه.
هان! دوستداران امامان ایمانیان اند که قرآن چنان توصیف فرموده: «آنان که ایمان آورده و باور خود را به شرک نیالوده اند، در امان و در راه راست هستند.»
هشدار! یاران پیشوایان کسانی هستند که به باور رسیده و از تردید و انکار دور خواهند بود.
هشدار! اولیی امامان آنانند که با آرامش و سلام به بهشت درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذیرفته، خواهند گفت: «درود بر شما که پاک شده اید. اینک داخل شوید که در بهشت، جاودانه خواهید بود.»
هان! بهشت پاداش اولیی آنان است و در آن بی حساب روزی داده خواهند شد.
هان! دشمنان آنان آن کسانی اند که در آتش درآیند. و همانا ناله ی افروزش جهنم
را می شنوند در حالی که شعله هی آتش زبانه می کشد و زفیر (صدی بازدم) جهنم را نیز درمی یابند.
هان! خداوند درباره ی ستیزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتی داخل جهنم شود همتی خود را نفرین کند.»
هشدار! که دشمنان امامان همانانند که خداوند درباره ی آنان فرموده: «هر گروهی از آنان داخل جهنم شود نگاهبانان می پرسند: مگر برایتان ترساننده ی نیامد؟! می گویند: چرا ترساننده آمد لیکن تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند وحی نفرستاده و شما نیستید مگر در گمراهی بزرگ!» تا آن جا که فرماید: «هان! نابود باد دوزخیان!»
هان! یاران امامان در نهان، از پروردگار خویش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ بری آنان خواهد بود.
هان مردمان! چه بسیارراه است میان آتش و پاداش بزرگ!
هان مردمان! خداوند ستیزه جویان ما را ناستوده و نفرین فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد.
هان مردمان! بدانید که همانا من انذارگرم و علی مژده دهنده.
هان! که من بیم دهنده ام و علی راهنما.
هان مردمان! بدانید که من پیامبرم و علی وصی من است.
هان مردمان! بدانید که همانا من فرستاده و علی امام و وصی پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اویند.
آگاه باشید! من والد آنانم ولی ایشان از نسل علی خواهند بود.
بخش هشتم: حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.
هشدار! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.
هشدار! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده ی آنها.
هشدار! که اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمی آنان.
هشدار! که او خونخواه تمام اولیی خداست.
آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.
هشدار! که از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.
هشدار! که او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند.
هشدار! که او نیکو و برگزیده ی خداوند است.
هشدار! که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.
هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.
بیدار باشید! هموست که [اختیار امور جهانیان و آیین آنان ] به او واگذار شده است.
آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند.
آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود. درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.
هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.
آگاه باشید که او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان است.
بخش نهم: مطرح کردن بیعت
هان مردمان! من پیام خدا را برایتان آشکار کرده تفهیم نمودم. و این علی است که پس از من شما را آگاه می کند. اینک شما را می خوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدی عزّوجل بری امامت او پیمان می گیرم. «[ی پیامبر ]آنان که با تو بیعت کنند هر آینه با خدا بیعت کرده اند. دست خدا بالی دستان آنان است. و هر کس بیعت شکند، بر زیان خود شکسته، و آن کس که بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد.
بخش دهم: حلال و حرام، واجبات و محرمات
هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدایی است. پس زائران خانه ی خدا و عمره کنندگان بر صفا و مروه بسیار طواف کنند.
هان مردمان! در خانه ی خدا حج گزارید؛ که هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و کسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و نیازمند گردید.
هان مردمان! مؤمنی در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر این که خدا گناهان گذشته ی او را بیامرزد و بایسته است که پس از پایان اعمال حج [با پرونده ی پاک ] کار خود را از سر گیرد.
هان مردمان! حاجیان دستگیری شده اند و هزینه هی سفرشان جبران می شود و جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد کرد.
هان مردمان! خانه ی خدا را با دین کامل و دانش ژرفی آن دیدار کنید و از زیارتگاهها جز با توبه و بازایستادن [از گناهان ] برنگردید.
هان مردمان! نماز را به پا دارید و زکات بپردازید همان سان که خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و کوتاهی کردید یا از یاد بردید، علی صاحب اختیار و تبیین کننده ی بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش هی شما راپاسخ دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند.
هان! روا و ناروا بیش از آن است که من شمارش کنم و بشناسانم و در این جا یکباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از این روی مأمورم از شما بیعت بگیرم که دست در دست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند آورده ام دربارۀ علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او که آنان از من و اویند. و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و استواری امامت تا روزی است که او با خداوند قدر و قضا دیدار کند.
هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمایی کردم و از آن هرگز برنمی گردم. بدانید و آگاه باشید! آن ها را یاد کنید و نگه دارید و یکدیگر را به آن توصیه نمایید و در آن [احکام خدا ]دگرگونی راه ندهید. هشدار که دوباره می گویم: بیدار باشید! نماز را به پا دارید. و زکات بپردازید. و امر به معروف کنید و از منکر بازدارید.
و بدانید که ریشه ی امر به معروف این است که به گفته ی من [درباره ی امامت ] برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه کنید و آنان را از ناسازگاری سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هیچ امر به معروف و نهی از منکری جز با امام معصوم تحقق و کمال نمی یابد.
هان مردمان! قرآن بر شما روشن می کند که امامان پس از علی فرزندان اویند و من به شما شناساندم که آنان از او و از من اند. چرا که خداوند در کتاب خود می گوید: «امامت را فرمانی پایدار در نسل او قرار داد…» و من نیز گفته ام که: «مادام که به قرآن و امامان تمسک کنید، گمراه نخواهید شد.»
هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعایت کرده از سختی رستخیز بهراسید همان گونه که خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمین لرزه ی روز رستاخیز حادثه ی بزرگ است…»
مرگ، قیامت، و حساب و میزان و محاسبه ی در برابر پروردگار جهانیان و پاداش کیفر را یاد کنید. آن که نیکی آورد، پاداش گیرد. و آن که بدی کرد، بهره ی از بهشت نخواهد برد.
بخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی
هان مردمان! شما بیش از آنید که در یک زمان با یک دست من بیعت نمایید. از این روی خداوند عزّوجل به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اویند؛ همان گونه که اعلام کردم که ذرّیّه من از نسل اوست.
پس همگان بگویید:
«البتّه که سخنان تو را شنیده پیروی می کنیم و از آن ها خشنودیم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوی پروردگارمان در امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامان دیگر – از صلب او – به ما ابلاغ کردی، با تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست هایمان. با این پیمان زنده ایم و با آن خواهیم مرد و با آن اعتقاد برانگیخته می شویم. و هرگز آن را دگرگون نکرده شکّ و انکار نخواهیم داشت و از عهد و پیمان خود برنمی گردیم.
[ی رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادی درباره ی علی امیرالمؤمنین و امامان از نسل خود و او، که حسن و حسین و آنان که خداوند پس از آنان برپا کرده است. پس عهد و پیمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر کس توانست با دست وگرنه با زبان پیمان بست. و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم کرد و خداوند از ما شکست عهد نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیک و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. و هر آینه خداوند بر گواهی کافی است و تو نیز بر ما گواه باش.»
هان مردمان! چه می گویید؟ همانا خداوند هر صدایی را می شنود و آن را که از دل ها می گذرد می داند. «هر آن کس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. و آن که گمراه شد، به زیان خود رفته.» و هر کس بیعت کند، هر آینه با خداوند پیمان بسته؛ که «دست خدا بالی دستان آن هاست.»
هان مردمان! اینک با خداوند بیعت کنید و با من پیمان بندید و با علی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان پس از آنان از نسل آنان که نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت.
خداوند مکّاران را تباه می کند و به باوفایان مهر می ورزد. «هر که پیمان شکند»
جز این نیست که به زیان خود گام برداشته، و هر که بر عهدی که با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد.»
هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگویید و به علی با لقب امیرالمؤمنین سلام کنید و بگویید: «شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت خواهیم و بازگشت به سوی تو است.» و نیز بگویید: «تمام سپاس و ستایش خدایی راست که ما را به این راهنمایی فرمود وگرنه راه نمی یافتیم» – تا آخر آیه.
هان مردمان! هر آینه برتری هی علی بن ابی طالب نزد خداوند عزّوجل – که در قرآن نازل فرموده – بیش از آن است که من یکباره برشمارم. پس هر کس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأیید کنید.
هان مردمان! آن کس که از خدا و رسولش و علی و امامانی که نام بردم پیروی کند، به رستگاری بزرگی دست یافته است.
هان مردمان! سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با لقب امیرالمؤمنین، رستگارانند و در بهشت هی پربهره خواهند بود.
هان مردمان! آن چه خدا را خشنود کند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان کفران ورزند، خدا را زیانی نخواهد رسانید.
پروردگارا، آنان را که به آن چه ادا کردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز. و بر منکران کافر خشم گیر! و الحمدللّه ربّ العالمین
البته توجه به یک نکته ضروری است و آن اینکه در متن حدیث غدیر اختلافات کوچکی وجود دارد که به برخی از آنها در پرانتزها و گیومه ها اشاره شده است.
منابع اهل سنت
1. احمدبن محمد طبري متوفاي 275 ه.ق. در كتاب {فضائل اميرالمؤمنين} به نقل سيدبن طاووس در كتاب {اليقين} صفحه 113- 125.
2. محمدبن جرير بن يزيد بن خالد يبري آملي متوفاي سال 310 ه.ق. صاحب تفسير‌قرآن و تاريخ معروف به {تاريخ الاصم و الملوك} در كتاب {الولاية} به روايت از زيد بن ارقم، به نقل زين‌الدين نباطي بياضي، در {صراز المستقيم} ج1: صفحه 301 – 304.
3. علي بن محمد بن محمد واسطي شافعي، معروف به ابن المغازلي متوفاي سال 483 ه.ق. در كتاب {مناقب علي بن ابيطالب} چاپ تهران 1394 ه.ق. صفحه 16 – 18، در ذكر حديث غدير به سند خود، از زيدبن ارقم قسمتي از آغاز خطبه را بيان كرده، و از پايان خطبه اين عبارت را آورده: الا و انها لم تهلك امه قبلكم حتي نديي (قتدني) باهوائها و نظاهي علي نبوتها، و تقتل من قام بالقسط. ثم اخذ بيد علي بن ابي طالب عليه السلام فرفعها ثم قال: من كنت مولاه . . . الي آخر خطبه
منابع شيعه
1. حافظ و واعظ شهيد محمد بن فنال نيشابوري،‌معروف به {ابن الفارسي} متوفاي سال 508 ه.ق. در كتاب {روضة الواعظين} صفحه 91 – 101 چاپ نجف اشرف 1353 ه.ق. تمام خطبه را به نقل از امام محمد باقر عليه السلام آورده است.
2. عالم ثقه و محدث فقيه احمد بن علي بن ابي طالب در كتاب {الاحتجاج علي اهل اللجاج} جلد1:‌صفحه 58 – 67 چاپ بيروت 1401 ه.ق.
3. جمال الدين مرتضي ابي عبدالله محمد بن حسين بن حسن رازي در {نزهة الكرام و بستان العوام} جلد1: صفحه 188 – 200. چاپ تهران 1402 ه.ق.
4. علي بن يوسف بن المطهر – برادر علامه حلي متولد سال 635 ه.ق متوفاي 710 ه.ق. در كتاب {العدد القويه لدفع المخاوف اليوميهج (خ).
5. رضي الدين ابوالقاسم علي بن موسي بن جعفربن طاووس حسيني متوفاي 664/ 668 ه.ق در كتاب {اليقين في امرة اميرالمؤمنين} صفحه 113 – 125 چاپ نجف اشرف 1369 ه.ق.
6. زين الدين ابو محمد علي بن يونس عاملي نباطي بياضي. متوفاي 877 ه.ق. در كتاب {الصراط المستقيم الي مستحقي التقديم} جلد1: صفحه 301 – 304 چاپ تهران 1384 ه.ق.
7. ملامحسن فيض كاشاني متوفاي سال 1091 ه.ق. در كتاب {علم اليقين}‌جلد2: صفحه 640 – 648، چاپ تهران 1400 ه.ق.
8. و در كتاب {نفسير صافي} جلد1: صفحه 460 – 471 چاپ تهران 1374 ه.ق.
9. سيد هاشم بن سليمان بي اسماعيل حسيني بحراني، متوفاي سال 1107 يا 1109 ه.ق. در كتاب {غاية المرام} صفحه 98 – 99، چاپ تهران 1271 ه.ق.
10. و در كتاب {البرهان في تفسير القرآن}‌ جلد1: صفحه 436 – 443 چاپ تهران 1375 ه.ق.
11. مولي محمد باقر مجلسي متوفاي 1111 ه.ق. در كتاب {بحار الانوار} جلد37: صفحه 201 تا 217 چاپ تهران 1380ه.ق.
12. علامه شيخ مهدي سماوي در كتاب {الامامة في ضوء الكتاب و السنة} جلد3: صفحه 174 – 191، چاپ كويت 1399 ه.ق.
13. علم الهدي علي بن الحسين حسيني خراساني در كتاب {نهج الخطابة} صفحه 104- 155، چاپ تهران

قسمتی از کتاب خاطرات همفر

همفر جاسوس وزارت مستعمرات بریتانیای کبیر در کتاب خاطراتش نوشته است :
. . . پس از مدّتي که در بغداد بودم دستور آمد که فوراً به لندن بازگردم و من نيز عازم لندن شدم. در آنجا با دبيرکل و بعضي از اعضاي وزارت جلسه داشتم، مشکلات و کارهاي خود را در اين سفر طولاني باز گفتم. از اطّلاعاتي که در سفر عراق به دست آورده بودم بسيار شادمان شدند و ابراز خشنودي کردند. پيش از اين نيز گزارش جامعي از سفر فرستاده بودم. در آنجا دانستم که صفيّه -همسر شيخ در بصره ( عليا مخدره هم جاسوس انگليس بوده است ) گزارشي همانند من برايشان فرستاده است. همچنين دريافتم که وزارت در هر سفر افرادي را به مراقبت از من گماشته است، آنان نيز گزارشهاي رضايت بخشي در مورد من فرستاده بودند که گزارشهاي مرا تأييد مي کرد. دبيرکل فرصت ملاقاتي را با شخص وزير برايم گرفت و هنگامي که او را در دفترش ديدم به من خوش آمد گرمي گفت که با خوش آمد سفر قبل (هنگام بازگشت از استانبول) تفاوت داشت، او وانمود کرد که جايگاه مخصوصي در قلب او يافته ام . وزير از به چنگ آوردن محمد ( بن عبدالوهاب ) بسيار شادمان بود و گفت او گمشده وزارت است و پيوسته بمن مي گفت: با او هر نوع پيمان ببند ؛ او افزود : اگر همه رنج هايت جز شيخ ( محمدبن عبدالوهاب ) دستاوردي نداشت باز هم ارزشمند بود. هنگامي که در مورد سرنوشت او اظهار نگراني کردم وزير گفت: اطمينان داشته باش که شيخ همچنان همان آرا و انديشه ها را دارد. وزير گفت: کارکنان وزارت در اصفهان او را ديده و گفته اند که شيخ ( محمدبن عبدالوهاب ) بهمان منش است. با خود گفتم : چگونه شيخ اسرارش را بر آنها باز نموده است ؛ امّا هيبت وزير مانع شد اين نکته را از او سؤال کنم. هنگامي که با شيخ ديدار کردم دانستم که فردي بنام عبدالکريم در اصفهان با او تماس گرفته و گفته که برادر شيخ محمد (نام مستعار همفر جلسوس) است و جزئيّات اسرار او را از قول من برايش بازگو کرده و از اين راه توانسته در دل او نفوذ پيدا کند. محمد بن عبدالوهاب گفت : که صفيّه بوده و شيخ بهترين ساعت هاي زندگيش را با او گذرانده است . عبدالکريم نام ساختگي يکي از مسيحيان جلفا در اطراف شيراز و مزدور وزارت بوده است. دستاورد چيره گي ما چهار تن بر محمدبن عبدالوهاب آن بود که او به بهترين روش ممکن براي آينده آماده شد.

 . . . و قرار گذاشتيم من ( همفر جاسوس انگليس ) خود را برده اي به نام عبدالله معرفي کنم که شيخ ( محمدين عبدالوهاب) از برده فروشان خريده و اينک بدو پيوسته ام . شيخ نيز شهرت داده بود که مرا در شهر بصره خريده و براي انجام کارهاي او مدتي در آن شهر بوده و اينک به نجد آمده ام . ساکنان نجد مرا به عنوان برده ي شيخ محمدبن عبدالوهاب ميشناختند . بايد اضافه کنم که مدت دو سال ما در آن نقطه ؛ مشغول تهيه مقدمات و فراهم ساختن تمهيدات خروج شيخ و اعلام دعوت او بوديم . در اواسط سال 1143 هجري فمري ( 290 سال قبل ) محمد بن عبدالوهاب تصميم قطعي خود را براي اعلام دعوت آيين تازه جزيره العرب گرفت و دوستاني را که با او هم عقيده بوده و وعده ي همکاري داده بودند ؛ فراخواند . همانگونه که انتظار ميرفت و منحصرا" خطاب به خواص اصحاب و مريدان ؛ انجام ميگرفت . ولي پس از چندي دعوتنامه هايي براي طبقات مختلف مردم نجد فرستاده شد و تدريجا" توانستيم با پرداخت پول ( همانکاري را که اولي ؛ دومي ؛ سومي ؛ معاويه ؛ يزيد ؛ ابن زياد و . . . انجام دادند ) جمعيت زيادي را در اطراف شيخ و به حمايت از افکار او گرد آوريم و با تبليغاتي ؛ اين عده را در تصميم خود به مبارزه با دشمنان شيخ ؛ راسخ تر سازيم . ناگفته نبايد گذاشت که هرچه دعوت شيخ در جزيره العرب علني تر مي شد ؛ شمار دشمنان و مخالفان او افزايش مي يافت . به زودي کار دشمني و کار شکني با او به جايي رسيد که نزديک بود تصميم شيخ را متزلزل سازد و عقب نشيني کند مخصوصا" که در نجد شايعات خطرناکي عليه او پراکنده بودند . من ( همفر ) با قاطعيت او را به ايستادگي تشويق ميکردم و نميگذاشتم عزم و اراده اش سست گردد . هميشه به او ميگفتم : " محمد رسول خدا ؛ در نخستين روزهاي پس از بعثت ؛ دشمناني به مراتب از تو نيرومندتر داشت و بيشتر از تو ؛ دشواري ها و مصيبت ها را تحمل ميکرد . پيمودن راه بزرگي و افتخار ؛ بدون تحمل آزار و اذيت و دشنام و تهديد معاندان ؛ امکان پذير نيست و هر پيشوآ و رهبر خيرانديشي از اين دشواريها برکنار نتواند بود . " بدينترتيب ما مبارزه را آغاز کرديم و روياروي دشمنان خطرناکي قرار گرفتيم. روش تاکتيکي ما در اين مبارزه ؛ جنگ و گريز بود . يکي از برنامه هاي موفق ما اجير کردن افرادي در بين دشمنان بود . ( همانکاري که معاويه در سپاه اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه السلام انجام داد . ) اين مزد بگيران که ظاهرا" در صف مخالفان بودند براي ما جاسوسي ميکردند و از تصميمات دشمنان ؛ ما را آگاه مي ساختند . ما توانستيم با استفاده از اطلاعات عمال بظاهر دشمن ؛ نقشه هاي مخالفان را نقش برآب سازيم مثلا" يک بار شنيدم گروهي تصميم گرفته اند تا شيخ محمد را ترور کنند من فورا" دست بکار شدم و نقشه ي ترور را برهم زدم و چنان آن گروه را مفتضح ساختم که نتيجه به سود شيخ خاتمه يافت و مردم از تروريست ها رو گرداندند و حاضر به همکاري با ايشان نشدند . سرانجام شيخ محمد بن عبدالوهاب مرا مطمئن ساخت که در اجراي شش ماده ي پيشنهادي وزارت مستعمرات { 1-تکفير همگي مسلماناني که به مذهب او نپيوندند ؛ و روا دانستن کشتار و غارت و تجاوز به نواميس ايشان ؛ اجازه ي فروش مخالفاني که اسير مي شوند ؛ به عنوان برده و کنيز ؛ در بازارهاي برده فروشان . 2- در صورت امکان ؛ انهدام بناي کعبه ؛ به بهانه ي محو آثار بت پرستي ؛ ممانعت مسلمين از انجام فريضه ي حج و تحريک قبايل عرب به غارت اموال حاجيان و کشتن ايشان . 3-تشويق قبايل عرب به ياغي گري و سرپيچي از دستورات خليفه ( امپراتور عثماني ) برانگيختن عشاير و افراد ناراضي به جنگ با حکومت عثماني و تشکيل سپاهي مجهز براي اين کار و نيز درگيري با اشراف حجاز ؛ با استفاده از کليه وسايل ممکن ؛ به منظور کاستن از نفوذ و احترام ايشان . 4 - ويران ساختن مقبره ها و زيارت گاه هاي مسلمين در مکه ؛ مدينه و شهرهاي ديگر ؛ به بهانه ي مبارزه با رسوم و عادات بت پرستي و شرک به خدا ؛ و به عنوان جلوگيري از اهانت به شخصيت محمد و جانشينان او به طور کلي برگزيدگان و علماي اسلام ؛ تا آنجا که ميسر است . 5- گسترش ناامني ؛ فتنه و آشوب و هرج و مرج در بلاد اسلامي ؛ تا آنجاکه ممکن است .
6 - چاپ و انتشار قرآن جديدي با کم و زيادکردن آيات و سوره ها بر مبناي احاديث و اخباري که دلالت بر افزايش و کمبود قرآن موجود مي کند } صميمانه کوشش خواهد کرد . با اين همه نسبت به دو مورد قول مساعد نداد . نخست انهدام خانه ي کعبه ؛ هنگام تصرف آنجا ؛ که شيخ آن را کاري بيهوده و خطرناک مي پنداشت . زيرا مسلمين به اين زودي ها ؛ ادعاي اورا مبني بر همانند ساختن زيارت حج به بت پرستي ؛ نمي پذيرفتند . ديگر اين که خود را از نگارش قرآني جديد ناتوان مي دانست و حاضر نبود در برابر قرآن قد علم کند . ضمنا" شيخ از حکام مکه و قسطنطنيه مرکز خلافت عثماني سخت در نگراني و هراس بود و مي گفت : " اگر کعبه را ويران سازم و قرآن جديدي بيآورم؛ بيم آن مي رود که عثماني ها قواي زيادي براي سرکوبي و نابودي من به حجاز گسيل دارند و ما را ياراي مقاومت در برابر آن ها را نداشته باشيم . " من عذر او را موجه دانستم و تشخيص دادم که فضاي سياسي - مدهبي امروز ؛ آماده ي پذيرش قرآن جديد يا ويراني کعبه نخواهد بود. پس از چندين سال که دعوت محمد بن عبدالوهاب و انتشار مدهب او ؛ مطابق برنامه ي شش ماده اي ؛ قرين موفقيت هايي گرديد ؛ وزارت مستعمرات تصميم گرفت از نظر سياسي هم در جزيره العرب دست به کار شود . اين بود که يکي از عمال خود بنام محمد بن سعود ( جد خاندان سعودي که در سال 1147 هجري قمري به مذهب وهابي گراييد و از سوي انگليس به حکومت نجد رسيد و در سال 1179 هجري قمري در گذشت ) را به همکاري با محمد بن عبدالوهاب ماموريت داد و براي اين منظور ؛ محرمانه نماينده اي نزد محمد بن عبدالوهاب فرستاد تاهدف بريتانياي کبير را براي او روشن سازد و بر لزوم همکاري و اشتراک مساعي محمدين ( محمدبن عبدالوهاب و محمد ابن سعود ) تاکيد کند . از اين قرار که حل وفصل امور ديني به طور کلي با محمد بن عبدالوهاب باشد و مسئوليت سياسي ؛ با محمد ابن سعود . در آن روزگار ؛ هدف وزارت مستعمرات انگليس ؛ نفوذ و استيلاي دوگانه بر قلوب و اجسام و تن و جان مسلمين بود . با اين که به شهادت تاريخ ؛ حکومتهاي ديني بادوام تر و نيرومندتر از حاکميت هاي سياسي بوده اند . بدينترتيب هر روز که مي گذشت ؛ ثمره ي اتحاد اين شخصيت ديني و سياسي ؛ به سود انگليس ؛ افزايش مي يافت . دو رهبر توانستند شهر " درعبه " در نزديکي نجد را پايتخت خود قرار دهند . وزارت مستعمرات به حکومت جديد ؛ پنهاني کمک هاي مالي چشم گيري نمود منجمله امکاناتي براي حکومت نجد فراهم ساخت که بتواند ظاهرا" تعدادي برده خريداري کند . اينان در حقيقت ؛ ماموران ورزيده ي وزارت مستعمرات انگليس بودند که به زبان عربي تسلط داشتند و با فنون جنگ هاي صحرايي آشنا بودند . من با همکاري و پايمردي اين عده که مجموعا"يازده نفر بودند ؛ توانستم خط مش ديني - سياسي حکومت را طرح ريزي کنم . هر دو محمد به وظايف خود کاملا" وقوف داشتند و در مسير برنامه اي که تنظيم شده بود حرکت ميکردند . ناگفته نگذارم که گاه گاهي ميان آنها بگو مگو و کشمکش هاي جزئي پيش مي آمد و در محل فيصله مي يافت . آن قدر شديد نبود که وزارت مستعمرات دخالت کند. همگي ما با دختران عشاير اطراف نجد زناشويي کرديم بايد اعتراف کنم که صميميت و علاقه مندي به شوهر در زنان مسلمان به راستي شگفت انگيز و تحسين آميز است . ما توانستيم با پيوند استوار زناشويي ؛ رشته ي ارتباط و دوستي و هم دلي با عشاير نجد را بيش از پيش محکم سازيم . اينک روابط ما از هر زمان ديگر بهتر است حکومت مرکزي توانسته نفوذ و تسلط خود را در سراسر جزيره العرب گسترش دهد . هرگاه پيش آمد نامطلوب و فاجعه ي ناگواري روي ندهد به زودي نهال نورسي که بذر آن ( را ) در سرزمين هاي اسلامي افشانده ايم ؛ بيش از پيش راه رشد و کمال پويد و ميوه هاي خوش گواري بار آورد .
ب