نظر امام در مورد بهائیت

نظر امام خمینی (ره) درمورد بهائیت و پیوند با استعمار

نظر امام خمینی (ره) درمورد بهائیت و پیوند با استعمار
..................................................................................
بهائيانِ مولود دشمنان اسلام که همواره توسط استعمارگران و مغرضان حمايت مي‌شد‌ند، با آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، اقدام به فرار نموده و حتي سرمايه‌هاي خود را از ايران خارج کردند. آنان بلافاصله از سوي دولت‌هاي انگليس، آمريکا، کانادا و … به پناهندگي سياسي پذيرفته شدند. البته گروهي هم متوجه اشتباهات خود و فريبکاري رهبران خود شده بودند و به دامان اسلام روي آوردند و توبه کردند.
در مجموع بايد گفت پيروزي انقلاب اسلامي ايران باعث شد ماهيت اصلي اين فرقه آشكار شود و پايگاه آنان را در ايران که به اوج خود رسيده بود و دوران طلايي خود را سپري مي‌کرد، ويران شود.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و قطع حمايت حكومتي از اين فرقة ضالة، غربي‌ها و دشمنان، از اين فرقه هم حربه‌اي براي مبارزه تبليغاتي بر ضد نظام مقدس اسلامي ساختند و طي اين‌سال‌ها هنوز هم به دنبال آسايش اين جاسوسان دست‌آموز هستند؛ براي نمونه مي‌توان به حمايت رونالدريگان ـ رئيس جمهور وقت آمريكا ـ از چند جاسوس بهايي اشاره كرد كه به جرم جاسوسي بيگانگان در جنگ تحميلي عراق بر ضد ايران دستگير شده بودند. حضرت امام خميني رحمه الله عليه در پاسخ به آن حمايت‌ها فرمود:
نمي‌دانم اين كه در بعضي راديوها پخش كردند صحبت رئيس جمهور آمريكا را ملاحظه كرديد؟ كه ايشان از همه دنيا استمداد كردند براي اين‌كه اين بهايي‌هايي كه در ايران هستند و مظلومند و جاسوس هم نيستند و به جز مراسم مذهبي به كار ديگر اشتغال ندارند و ايران براي همين كه اين‌ها مراسم مذهبي‌شان را به جاي مي‌آورند، 22 نفرشان را محكوم به قتل كرده‌اند، ايشان از همه دنيا استمداد كرده كه اين‌ها جاسوس نيستند، اين‌ها يك مردمي هستند كه دخالت در هيچ كاري ندارند و روي انسان دوستي ايشان اين مسائل را مي‌گويند… .[1]
اگر ايشان (ريگان) اين مسائل را نمي‌گفت، خوب گاهي اذهان ساده احتمال مي‌دادند كه خوب اين‌ها هم يك مردمي هستند كه ولو اعتقاداتشان فاسد است، لكن مشغول كار خودشان هستند …
آقاي ريگان مي‌گويد كه اين بهايي‌ها، بيچاره‌ها مردم آرامي، ساكتي مشغول عبادت خودشان هستند … .
اگر اين‌ها جاسوس نيستند شما صدايتان در نمي‌آمد. شما براي خاطر اين‌كه اين‌ها يك دسته‌اي هستند كه به نفع شما هستند (اعتراض كرديد) … آمريكا را مي‌شناسيم كه انسان دوستي‌اش گل نكرده كه حالا براي خاطر 22 نفر بهايي كه در ايران به قول خودشان گرفتار شدند، براي انسان دوستي يك وقت فرياد كرده و به همه عالم متشبث شده است كه به فرياد اين‌ها برسيد. مردم شما را مي‌شناسند … اگر دليلي ما نداشتيم به اين‌كه اين‌ها جاسوس آمريكا هستند … طرفداري ريگان از آن‌ها … كافي بود.
بهائي‌ها يك مذهب نيستند، يك حزب هستند، يك حزبي كه در سابق انگلستان پشتيباني آن‌ها را مي‌كرد و حالا هم آمريكا دارد پشتيباني مي‌كند.
اين‌ها هم جاسوسند مثل آن‌ها … مسأله اين است كه طرفدار اين‌ها شما آقاي ريگان هستيد …».[2]

پاورقي :

[1]. امام خميني،صحيفه نور ، ج17، ص266، مورخه 7/3/1362.
[2]. امام خميني، صصحيفه نور، ج17، ص266 و 267.

ازدواج در بهائیت

حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست ؟

حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست ؟
........................................................
مهیا نبودن شرایط در ایران ، دلیل ازدواج نکردن بهائیان با محارم در ایران

حجت الاسلام همایون، کارشناس و پژوهشگر حوزه علمیه قم، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، در پاسخ به این پرسش که «آیا در ایران ازدواج با محارم در فرقه ضاله بهائیت صورت می گیرد یا خیر» گفت:‌ اینجا دو مسئله مطرح است که حکم ازدواج با محارم در بهائیت چیست و آیا این عمل در ایران صورت می پذیرد یا خیر؟

وی در ادامه افزود: از این رو از آنجا که حکم ازدواج با محارم طبق دستور بیت العدل بر عهده خود بهائیان مقرر شده؛ اگر شرایط این کار در ایران برای آنان مهیا باشد بعید نیست که این ازدواج صورت پذیرد و اگر این حکم در بین بهائیان ایران هم اکنون اجرا نمی شود؛ دلیل بر حرمت آن در بین بهائیان نیست بلکه مهیا نبودن شرایط دلیل اجرا نشدن آن است.

حجت الاسلام همایون اظهار داشت: در کتاب اقدس که مهمترین کتاب بهائیان است، حسینعلی نوری درباره حرمت ازدواج بهاییان گفته است«قد حرمت علیکم ازواج آبائکم، یعنی حرام شد بر شما ازدواج با زن پدرتان» و در مورد ازدواج با سایر محارم هیچ حکمی را ذکر نکرده است .

وی خاطر نشان کرد: این درحالی است که بهائیت مدعی ظهور دیانتی جدید برای بشر امروزی است و به ظن باطل خود آمده است تا احکام اسلام را کامل نماید، در حالی که در موارد بسیاری احکام آن ناقص و بعضا مخالف با عقل سلیم است.

این پژوهشگر حوزوی یادآور شد: پس از مرگ بهاء، حسین علی نوری جانشین او یعنی«عبدالبهاء » اجازه تبیین احکام را داشت و از حق تاویل و تفسیر احکام برخوردار نبود.

وی ادامه داد: «شوقی افندی» جانشین عبدالبهاء نیز اوضاعی بهتر از پدربزرگ خود نداشت و بعد از مرگ مشکوک او در لندن اوضاع بهائیان در جنبه های مختلف به طرز وحشتناکی به هم ریخت و یک سردرگمی بین بهائیان مشاهده شد به صورتی که در پی آن تعدادی از سرشناسان بهائی از این فرقه روی گردان شدند و به آغوش اسلام بازگشتند.

حجت الاسلام همایون تأکید کرد: در چنین شرایطی بود که بیت العدل به کمک احکام ناقص بهائی آمد و وظایفی همچون تعیین حکم در هنگام نبود نص برای خود تعریف کرد.

وی تصریح کرد: با این تفسیر، بیت العدل بهائیان می تواند احکامی را که حسینعلی نوری ذکر آن را فراموش کرده است، وضع کرده و در جایگاه خدایی یعنی جعل شرع قرار گیرد.

حجت الاسلام همایون ابراز داشت: یکی از احکامی که بهاء الله آن را ذکر نکرده است، مسأله ازدواج با محارم است که در خوشبینانه ترین وضعیت می توان گفت فراموش کرده حکم آن را ذکر کند، یا مانند حکم لواط خجالت کشیده آن را بیان کند« انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان».

وی بیان داشت: به دنبال شبهات مطرح شده در خصوص ازدواج با محارم و طرح این پرسش در بیت العدل، بیت العدل این مسأله را به عهده بهاییان گذاشته و پاسخ داد« آن معهد اعلی موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب مقتضی نمی داند بنابر این تصمیم گیری در این رابطه به عهده خود نفوس مومنه محول شده».

این پژوهشگر حوزه علمیه قم اظهار داشت: در این خصوص پرسش هایی مطرح است که چرا موقعیت اقتضا نمی کرده ؟ مگر بهاء الله از صدور حکم الهی هراس داشته است؟ یا شاید حکم او مخالف عقل و سیره الهی بوده است؟

وی تأکید کرد: اگر تکمیل حکم ازدواج با محارم به معنی صدور حرمت این ازدواج بوده است نیز این حکم در اسلام وجود داشته و اقتضای زمان هم مشکلی با طرح این موضوع نداشته است.

حجت الاسلام همایون در پایان گفت: کسانی که دم از تحری حقیقت می زنند کمی به این احکام و پرسش ها تأمل کرده و با تعقل و تفکر همانگونه که خداوند متعال فرموده است« الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» به آغوش پر مهر اسلام برگردند .

بهائیت

رهبر بهائیت در جامعه کنونی کیست ؟

رهبر بهائیت در جامعه کنونی کیست ؟
...............................................................................
بعد از مرگ عباس افندی ( عبدالبهاء ) در سال 1340 نوه دختری او به نام شوقی ربانی معروف به شوقی افندی اولین ولی امر در بهائیت معرفی گردید .

او که تحصیل کرده دانشگاه آمریکایی بیروت بوده و نشانی از مردانگی نداشت و مقطوع النسل بود ، زمام اختیار بهائیان یا به تعبیر حسینعلی نوری اغنام الله را به هیئت 9 نفره ای که اعضای بیت العدل بودند و محل استقرارشان ، شهر حیفا در فلسطین اشغالی بود سپرد تا شاید بتوان بهائیت را از چالش جدی پیش رو یعنی نداشتن ولی امر و یک رهبر و پیشوا نجات دهد .
شوقی ربانی اولویت همه طرفداران و دولت مردان بهائی را برقراری ارتباط با رژیم صهیونیستی قرار داد تا به هدف اربابانش از تأسیس بهائیت که تفرقه بین مسلمین و ایجاد غده سرطانی بوده جامه عمل بپوشاند .
در اعتقادات بهائیت ، بیت العدل مرجع قانون گذاری و تشریع بوده ، ملهم به الهام الهی ، مصون از هر خطا و اشتباه ، اقتدارش من عندالله و اطاعتش واجب می باشد .
اعضای 9 نفره بیت العدل با هدایت سرویس اطلاعاتی غرب و اسرائیل در صدد گسترش فعالیت بهائیان بخصوص در کشورهای اسلامی هستند تا زمینه سازی طرح خاورمیانه بزرگ را با عنوان صلح اصغر نموده و وعده رهبرشان را که تسلط شیطان بزرگ بر سراسر جهان بود تحقق بخشد .  
بدین جهت در صدر نقشه پنج ساله بهائیت در تعالیم بهائیت اعلام می دارد که دست پروررگار برای ایالات متحده آمریکا سرنوشتی روحانی مقرر فرموده تا بکوشد جهان را طرح و سامانی نو دراندازد
در آثار بهائی آمده است که آمریکا پرچمدار عدالت و وحدت در میان همه ملل جهان و خدمتگذار پرتوان در راه صلح پایدار و جاودان خواهد شد . 

مذهب شیعه

توضيح سؤال :

مذهب شيعه کي و چه جوري پايه گذاري شده و چگونه مي توان گفت که بيش از يک ميليارد مسلمان در اشتباهند و اقليت شيعه صحيح مي گويند ؟؟؟

پاسخ

دوست عزيز اولا بايد خدمت شما عرض کنم در منطق قرآن هيچ وقت اکثريت ملاک حقانيت نيست همانطوي که خداوند کريم در جاي جاي قرآن به اين مطلب اشاره فرموده است :

خداوند در قرآن 15 مرتبه مي فرمايد :‌

أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ .

( در سوره هاي : انعام /37 ، الأعراف /131 ، الأنفال /34‌ ، يونس /55 ، ... ) .

و دو مورد مي فرمايد :

أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ .

( سوره هاي العنکبوت / 63، و الحجرات /4) .

از طرفي اگر نگاهي به اطراف خود بيندازيد مي بينيد که اکثريت جمعيت جهان را مسيحي ها تشکيل مي دهند

طبق بررسي‌هاي به‌عمل آمده توسط كارشناسان و آمارگيران جهاني و استنتاجات انجام‌شده از آمار و اطلاعات كشورها ، هم اكنون پيروان دين مسيحيت 33% كل جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند. واين در حالي است که مسلمانان 21% از جمعيت دنيا را تشکيل مي دهند و در رتبه دوم قرار دارند.

   بنابراين اگر اکثريت ملاک حقانيت باشد و همين که تعداد عده اي بيشتر بود اين را ملاک درستي بدانيم پس بايد شما هم مسيحي شويد زيرا به نظر شما آيا مي شود 33% جمعيت جهان در اشتباه باشند و 21% درست بگويند ؟!!! 

سايت  ويکي  پديا طبق آمار سال 2005.

اگر انصاف به خرج دهيد در مي يابيد که در اشتباه هستيد .

اما اينکه چرا  جمعيت  اهل سنت  از شيعيان بيشتر است ، خود بحث مستقلي را  مي طلبد وعلل گوناگوني هم دارد که در حال حاضر به بحث ما ارتباطي ندارد و در صورت تمايل بعدا خدمت شما عرض خواهيم نمود.

اما اينکه تشکيل مذهب حقه  شيعه را به صفويه نسبت داده ايد بي انصافي نموده ايد و ما اين کارتان را حمل بر عدم اطلاع شما از تاريخ و مطالب مندرج در کتابهاي خودتان مي کنيم . براي رفع هر گونه ابهام به مطالب زير دقت فرمائيد :

قال تعالى ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) . لما نزلت هذه الآية قال الرسول لعلي يا علي ( ع ) هم أنت و شيعتك .

سورة البينة ، آية 7 .

والصواعق المحرقة لابن حجر ص 96 ؛ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني ج 2 ، ص 356 - 66 ح 1125 - 1148؛كفاية الطالب للكنجي الشافعي ص 244 و 245 و 246 ؛ المناقب للخوارزمي ص 62 و 187؛ الفصول المهمة لابن الصباغ المالكي ص 107 ؛ ينابيع المودة ـ قندوزي الحنفي ـ ص 62؛ نور الأبصار ص 71 و 102 ؛ الدرالمنثورـ سيوطي ـ ج 6 ، ص 379؛ تفسير الطبري ج 3 ، ص 146؛ تذكرة الخواص لابن الجوزي ص 18؛ فتح القدير للشوكاني ج 5 ، ص 477؛ فرائد السمطين ج 1 ، ص 156 .

زماني که آيه ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي امير المؤمنين فرمودند : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد .

... أمير المؤمنين علي بن أبي طالب قال قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يا علي إذا كان يوم القيامة يخرج  قوم من قبورهم لباسهم النور على نجائب من نور أزمتها يواقيت حمر تزفهم الملائكة إلى المحشر فقال علي تبارك الله ما أكرم هؤلاء على الله قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يا علي هم أهل ولايتك وشيعتك ومحبوك يحبونك بحبي ويحبوني بحب الله هم الفائزون يوم القيامة .

تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 332،‌ ذيل ترجمه آقا اميرالمؤمنين علي عليه السلام .

امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام فرمود: (روزي) رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم  به من فرمودند: يا علي زماني که قيامت  فرا مي رسد عده اي از قبر هايشان خارج مي شوند که لباسهاي آنها از نور است و بر شتراني از نور سوارند که افسار آن شتران از جنس ياقوت سرخ است ملائکه آنها را تا محشر مشايعت مي کنند ، من عرض کردم تبارک الله چقدر اينها نزد خداوند گرامي هستند ، در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم  فرمودند : آنها کساني هستند که ولايت و امامت تو را پذيرفته اند آنان شيعيان و دوستداران تو هستند ، تو را به خاطر دوستي من دوست داراند و مرا دوست مي دارند زيرا که خداوند را دوست دارند ، آنان در روز قيامت رستگارند .

 

روى ابن عساكر بإسناده عن جابر بن عبد اللّه،  قال: كنّا عند النبي صلى اللّه عليه وسلّم، فأقبل علي بن أبي  طالب، فقال رسول اللّه: «قد أتاكم أخي، ثمّ التفت الي‏الكعبة فضربها بيده. ثمّ قال: والذي نفسي بيده، إنّ هذا وشيعته لهم الفائزون يوم القيامة.

 ثمّ قال: إنّه أوّلكم إيماناً معي، وأوفاكم بعهد اللّه، وأقومكم بأمر اللّه، وأعدلكم في الرعيّة، وأقسمكم بالسويّة، وأعظمكم عند اللّه مزية». قال: وفي ذلك الوقت نزلت فيه: (إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). البيّنة:7/98.

  كان أصحاب محمد صلى اللّه عليه وسلّم إذا أقبل علي قالوا: قد جاء خير البرية.

تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 371،‌ ذيل ترجمه  اميرالمؤمنين علي عليه السلام .

ابن عساكر با سند خودش از جابر بن عبد اللّه انصاري نقل مي کند که جابر فرمود: نزد رسول خدا بوديم ( ناگهان ) علي عليه السلام وارد شد ، در اين هنگام رسول خدا   فرمودند : برادر شما آمد ، سپس رو به کعبه نمودند و با دستشان به کعبه زدند و فرمودند قسم به خدائي که جانم در دست اوست هر آينه اين مرد و شيعيانش  در روز قيامت رستگارند .

سپس رسول خدا فرمودند : علي اولين کسي است که به من ايمان آورده است ، او وفادارترين شما به  عهد و پيمان الهي وثابت قدم ترين شمادر اوامر الهي است وعادل ترين شما در برخورد با زير دستان و با انصاف ترين شماست و نزد خدا از همه شما برتر و با فضيلت تر است .

جابر مي گويد :‌ در همين وقت بود که آيه (إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). در شأن علي عليه السلام نازل شد . و هر وقت علي عليه السلام مي آمد اصحاب رسول مي گفتند بهترين مخلوق خدا آمد .

وعن ابن عباس ( رض ) قال : لما نزلت هذه الآية : ان الذين امنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية قال : لعلي هو أنت وشيعتك تأتي يوم القيامة أنت وشيعتك راضين مرضيين ويأتي عدوك غضبانا مقحمين ...

نظم درر السمطين ـ زرندي حنفي ـ ص 92 .

ابن عباس مي گويد : وقتي آيه (ان الذين امنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم به علي عليه السلام فرمودند :  مراد از آيه تو شيعيانت هستيد روز قيامت تو و شيعيانت مي آييد در حالي که از خداوند راضي هستيد و خداوند هم از شما راضي است و دشمن تو مي آيد در حالي که غضبناک و هلاکت يافته است ...

... عن الشعبي عن علي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " أنت وشيعتك في الجنة " .

تاريخ بغداد ج12، ص 284، ذيل ترجمه عصام بن الحكم بن عيسى بن زياد بن عبد الرحمن رقم 6731 .

شعبي از امير المؤمنين علي نقل مي کند که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :(اي علي)  تو و شيعيانت (روز قيامت ) در بهشت هستيد .

أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعلي أنت وشيعتك تردون على الحوض رواة مرويين بيضة وجوهكم وان عدوك يردون على الحوض ظمأ مقمحين .

المعجم الکبير ـ الطبراني ج1، ص 319، حديث 948 ، باب عبيدالله بن أبي رافع عن ابيه .

رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم به علي عليه السلام فرمودند : يا علي تو وشيعيانت (روز قيامت) در کنار حوض بر من وارد مي شويد در حالي که سيراب هستيد و صورتهايتان سفيد (و نوراني) است و دشمن تو در کنار حوض بر من وارد مي شود در حالي که تشنه و هلاک شده است .

در منابع اهل سنت حدود چهل روايت به اين مضمون صادر شده است.

  اسامي عده اي از صحابه رسول خدا که شيعه بوده اند

ذهبي در ترجمه  حجر بن عدي ابن جبلة بن عدي بن ربيعة مي گويد :

 وهو حجر الخير ... أبو عبد الرحمن الشهيد . له صحبة ووفادة ... وكان شريفا ، أميرا مطاعا ، أمارا بالمعروف ، مقدما على الانكار ، من شيعة علي رضي الله عنهما .

سير أعلام النبلاء ج 3، ص 463، ذيل ترجمه حجر بن عدي .

او حجر الخير است ( کنايه از خوبي او ) کنيه او أبو عبد الرحمن که شهيد شد . او از صحابه رسول خداست او مردي شريف و اميري اطاعت کننده بود بسيار به معروف امر مي نمود و هميشه در نهي از منکر مقدم بود  و او از شيعيان علي ( عليه السلام ) است .

ذهبي در ترجمه  سعيد بن وهب  الهمداني الخيواني الكوفي مي گويد :

من كبراء شيعة علي ... أسلم في حياة النبي صلى الله عليه وسلم .

سير أعلام النبلاء ج 3، ص180، رقم 70 ، ذيل ترجمه سعيد بن وهب .

او از شيعيان بزرگ علي (عليه السلام) بود... که در زمان حيات پيامبراکرم صلى الله عليه (وآله) وسلم اسلام آورد .

ابن عبدالبر در ترجمه أبو الطفيل الصحابي مي گويد :

أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني .. وقد ذكره ابن أبي خيثمة في شعراء الصحابة... وكان متشيّعاً في علي.

الإستيعاب ابن عبد البر ج 4 ص 1696

أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني ... ابن أبي خيثمة نام او را در زمره  صحابه شاعر ذکر کرده و او از شيعيان علي ( عليه السلام) بود .

ابن أبي الحديد مي گويد :

 وكان سلمان من شيعة على ( عليه السلام ) وخاصته.

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد، ج 18،ص 39.

سلمان از شيعيان  على ( عليه السلام ) و از اصحاب خاص ايشان بود .

مسعودي شافعي در حوادث وفات پيامبراکرم مي گويد :

أن الإمام عليا أقام ومن معه من شيعته في منزله بعد أن تمت البيعة لأبي بكر .

اثبات  الوصية للمسعودي : 121 ط النجف .

بعد از اينکه بيعت ابوبکر تمام شد امام علي ( عليه السلام ) به همراه شيعيانش در خانه اش تحصن نمود .

تقي الدين سبکي در کتاب الطبقات الشافعية نام شافعي را در زمره علماي شافعي مذهب      مي آورد .

الطبقات الشافعية ج3 ، ص 456 و 457 ، رقم 225، چاپ دار احياء الکتب العربية .

دكتر صبحي الصالح مي گويد :

كان بين الصحابة حتى في عهد النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) شيعة لربيبه علي ، منهم : أبو ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عمر بن وائلة ، والعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري.

النظم الإسلامية : ص 96 .

در ميان صحابه حتي در زمان (حيات) پيامبراکرم عده اي شيعه علي ـ پرورش يافته پيامبرـ بودند که بعضي از آنها عبارتند از : أبو ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عامر بن وائلة ، وعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري.

محمد كرد علي در کتاب خطط الشام مي گويد :

 عرف جماعة من كبار الصحابة بموالاة علي في عصر رسول الله صلى الله عليه وسلم ، مثل سلمان الفارسي ، القائل : بايعنا رسول الله على النصح للمسلمين ، والائتمام بعلي بن أبي طالب ، والموالاة له ، ومثل أبي سعيد الخدري ... ومثل أبي ذر الغفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن اليمان وذي الشهادتين ، وأبي أيوب الأنصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد .

خطط الشام 5 / 251 - 256  .

در زمان رسول خدا جماعت بزرگي از صحابه به دوستي و پيروي از علي شناخته مي شدند مثل سلمان که مي گفت : ما با رسول خدا بر خيرخواهي مسلمين و پذيرفتن ولايت و امامت علي و دوستي او بيعت نموديم ، و مثل أبي سعيد خدري ... ومثل أبي ذر غفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن يمان و ذي الشهادتين ، وأبي أيوب انصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد .

 ابن حزم مي گويد :

وروينا عن نحو عشرين من الصحابة أن أكرم الناس على رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) علي بن أبي طالب.

الفصل في الملل والأهواء والنحل : 3 / 32 (111/4)، وركبت السفينة  لمروان خليفات،  ص 598.

از حدود بيست نفر از صحابه روايت داريم که گرامي ترين مردم نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم علي بن أبي طالب بود .

ظهور شيعه به روايت علماي اهل سنت

ابن خلدون مي گويد :

مبدأ دولة الشيعة: اعلم أنّ مبدء هذه الدولة، أنّ أهل البيت لمّا توفي رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلّم كانوا يرون أنّهم أحق بالأمر وأنّ الخلافة لرجالهم دون سواهم من قريش.

وفي قصّة الشورى أنّ جماعة من الصحابة كانوا يتشيعون لعلي ويرون استحقاقه على غيره ولمّا عدل به إلى سواه تأففوا منه وأسفوا له مثل الزبير ومعه عمار بن ياسر والمقداد بن الأسود وغيرهم.

تاريخ ابن خلدون، ج 3، ص 171.

ابن خلدون در باره مبدأ ظهور شيعه مي گويد :

بدان مبدأ تشکيل شيعه اين است که وقتي رسول خدا صلي الله عليه (و آله) و سلم وفات يافتند ،   اهل بيت خلافت را حق مُسلَّم خود مي دانستند و معتقد بودند  خلافت سزاوار مردان بني هاشم است و ديگر مردان قريش حقي درخلافت ندارند .

در قضيه شوري هم گروهي ازصحابه از شيعيان علي (عليه السلام ) محسوب مي شدندو معتقد بودند غير از علي (عليه السلام ) هيچ کس استحقاق خلافت را ندارد و زماني که خلافت را فردي غير از علي به دست آورد از اين امر اظهار بيزاري نمودند و تأسف خوردند. مثل زبير و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود و افراد ديگر .

 استاد محمد عبد الله عنان مي گويد :

من الخطأ أن يقال : إن الشيعة ظهرت ولأول مرة عند انشقاق الخوارج . بل كان بدء الشيعة وظهورهم في عصر الرسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حين أمره الله بإنذار عشيرته في الآية 214 من الشعراء : (وأنذر عشيرتك الأقربين) ولبى النبي فجمع عشيرته في بيته وقال لهم مشيرا إلى علي : هذا أخي ووصيي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا.

 روح التشيع لعبد الله نعمة : ص 20 عن الجمعيات السرية .

اشتباه است کسي بگويد شيعه اولين بار در زمان ايجاد فتنه خوارج به وجود آمد . بلکه ابتداي ظهور شيعه در زمان حيات و ابتداي بعثت رسول خدا بود ، يعني در آن زماني که خداوند به رسولش امر نمود:( نزديکان خود را ارشاد كن و از عذاب آخرت بترسان )آنگاه پيامبراکرم به نداي حق لبيك گفته و  نزديکانشان را در خانه خود جمع نمودند و در حالي که (با دست) به علي عليه السلام اشاره مي نمودند به آنها فرمودند : اين شخص برادر ، وصي و جانشين من پس از من  در ميان شماست پس هرچه مي گويد از او بشنويد و اطاعتش کنيد .

أبو حاتم رازي مي گويد :

الشيعة لقب لقوم كانوا قد ألفوا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب - صلوات الله عليه - في حياة رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وعرفوا به ، مثل سلمان الفارسي ، وأبي ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وعمار بن ياسر ، وكان يقال لهم شيعة علي ، وأصحاب علي.

كتاب الزينة : 259 تحقيق عبد اللّه سلوم السامرائي، نشأة الشيعة لعبد المنعم داود، ص 65، ط. بغداد 1968، الشيعة في مصر، لصالح الورداني المستبصر، ص 10.

أبو حاتم رازي سهل بن محمد بن عثمان سجستاني از علماء لغت وعلوم قرآني ـ ساكن بصرة ـ (متوفى 205 هجري) در كتابش که  الزينة نام دارد مي گويد :

شيعه لقب کساني بود که با أمير المؤمنين علي بن أبي طالب  صلوات الله عليه  در زمان حيات رسول الله  صلى الله عليه (وآله) و سلم  الفت داشتند و به محبت علي شناخته مي شدند  ، مثل سلمان فارسي ، وأبي ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وعمار بن ياسر ، وبه آنها  شيعه علي ، واصحاب علي مي گفتند .

 زبير بن بکار مي گويد :

 وكان عامّة المهاجرين وجلّ الأنصار لا يشكّون أنّ عليّاً هو صاحب الأمر بعد رسول‏اللّه‏.

الأخبار الموفّقيات لابن بكار (ت 272): 580، ومثله في تاريخ اليعقوبي: 103/2.

عموم  مهاجرين و انصار هيچ گونه شکي نداشتند که بعد از رسول خدا خليفه و صاحب امر علي ( عليه السلام ) است .

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

چرا انسان به امام و پیامبر نیازمند است

ضرورت نبوت، قطعی وثابت است ودلیل آن نیاز انسان به وحی جهت شناخت خداوند است، همچنین انسان برای تکمیل نقص خود در قوه نظری وعملی و وصول به سعادت اخروی قطعاً نیازمند وحی است. نبوت نوعی سفارت ووساطت بین خداوند و بندگان عاقل او – جهت تدبیر زندگی آنها در امور معاش ومعاد – است و شخص پیامبر انسانی است که با یکی از راههای معروف از خداوند خبر می دهد.
بحث پیرامون نبوت به دوصورت روی می دهد:
اول : بحث از نبوت به طور مطلق.
دوم : بحث از نبوت یک پیامبر خاص مثل نبوت نبیّ ما محمد (ص).
عمده مباحثی که متکلمین پیرامون نبوت عامه مطرح کرده اند پیرامون چهار محور است :
. حسن بعثت ولزوم آن، وتحلیل ادله اثبات کننده وانکار کننده بعثت.
. راهی که نبی صادق از متنبیء کاذب، باز شناخته می شود.
. روش یا وسیله ای که پیامبر با آن تعالیم خداوند را دریافت می کند.
. ویژگی های ممیزه پیامبران از دیگران.
دلائل لزوم بعثت :
نیاز اجتماع به قانون کامل :
هیچ یک از فیلسوفان ومتفکران تردید ندارند که انسان ذاتاً به اجتماع وتمدن گرایش دارد. جامعه نیز قطعاً به قانون نیاز دارد، چرا که انسان فطرتاً متمایل به حب ذات است واین غریزه ممکن است اورا به سوی تخصیص همه چیز برای خود وبدون مراعات حقوق دیگران سوق دهد و همین امر منجر به رقابت ومشاجره بین افراد جامعه ودر نتیجه ناکامی در زندگی ومتلاشی شدن ارکان اجتماع خواهد شد.بنابراین بنیاد جامعه تنها با وضع قوانینی دقیق ومحکم ومتکامل، قوام واستحکام می یابد تا وظائف هر فرد وحقوق او مشخص ومعین گردد که از این قانون به عنوان« اکسیر سعادت » یاد کرده اند.
شرائط قانونگذار :
بی تردید وضع وجعل قوانین، مستلزم اشراف واحاطه مقنن به تمام جوانب حیات جوامع بشری ودر چهار گوشه جهان است که این امر بامرزهای جغرافیائی وعادات وتقلیدها تباین داشته ونیازمند شرائطی است که قطعاً از عهده وتوان انسان خارج است که بتواند تا این حد در درجات علم ترقی نماید. برای وضع قوانین کامل ناگزیر باید دو شرط عمده وجود داشته باشد :
شناخت قانونگذار نسبت به انسان :
اولین و مهمترین مساله در وضع قانون، شناخت و آگاهی مقنن نسبت به موردی است که برایش قانون وضع می کند ودر نتیجه او به ناگزیر باید نسبت به انسان – هم از نظر جسمی وهم روحی، غرائز وفطریات، وآنچه که به مصلحت یا ضرر اوست – آگاه باشد وهر چه این شناخت کاملتر باشد، آن قانون در علاج مشکلات انسان ورسانیدن او به خوشبختی موفقتر خواهد بود.
عدم انتفاع قانونگذار از قانون :
این یک شرط بدیهی است، یعنی اگر مقنن از قانونی که وضع می کند منتفع شود – صرف نظر از اینکه آن نفع مستقیماً عاید او شود و یا با واسطه نصیب او گردد – آن قانون به صلاح مقنن خواهد بود نه به صلاح جامعه، ونتیجه قطعی آن ظلم واجحاف است، بنابراین قانون کامل محقق نخواهد شد مگر آنکه واضع آن عاری از حب ذات وانتفاع شخصی باشد.
اما شرط اول : ما در عرصه وجود نمی توانیم موجودی را بیابیم که از خالق انسان نسبت به او آگاه تر باشد، زیرا صانع یک مصنوع، نسبت به او از دیگران آگاه تر است.
خداوند در قرآن مجید می فرماید :
« ألا یعلم من خلق وهو اللطیف الخبیر ».
عظمت انسان در روح ومعنویات وغرائز وفطریات اوست که شبیه به دریای بزرگی است که ساحل آن دیده نشده ومحیط آن شناخته نمی شود به گونه ای که بسیاری از جوانب زندگی ورموز وجود او مخفی است تا جایی که انسان ملقب به «موجود مجهول» می باشد.
واما شرط دوم : همچنین ما نمی توانیم موجودی بیابیم – مگر خداوند سبحان- که فاقد عجز وفقر و نیازمندی وطمع انتفاع باشد، در حالیکه انسان همواره اسیر حب ذات بوده وهر گاه بخواهد خود را از تبعات غرائز وشهوات ونفسانیات پاک نماید، رهایی ازاین ورطه به راحتی برای او میسر نیست.
یکی دیگر از دلایلی که عدم صلاحیت بشر برای وضع قانون کامل را تائید می کند این است که ما دائماً در قوانین انسانی- به استثناء بعضی قوانین- شاهد تغییر وتبدل ونقض مستمر آنها هستیم. همچنین قوانین موضوعه بشری همواره با هم تناقض دارند واین به علت قصور وناتوانی واضعین آنها از شناخت حقیقی انسان وانتفاء سائر شروط در آنها می باشد.پس دراین صورت استقرار زندگی اجتماعی عادلانه وسعادتمندانه بشر متوقف بر «تقنین الهی » است ودر حکمت خداوندی ابلاغ آن قوانین به انسان به وسیله برانگیختن یکی از انسانهای شایسته واجب است، یعنی حامل رسالت خداوند سبحان، همان پیامبر مبعوث و پیام آور برای انسان است، بنابراین در حکمت خداوند تعالی، بعثت پیامبران برای حفظ نظام عادلانه اجتماعی و تقنین کامل، واجب وضروری است.
نیاز اجتماع به شناخت :
انسان – همانند سایر موجودات زنده – مجهز به هدایت تکوینی است،اما این هدایت تکوینی برای رساندن بشر به غایتی که به خاطرش خلق شده کافی نیست و به این دلیل، خالق بشر به خاطر عدم کفایت غرائز در نیل به سعادت، چراغی در روح انسان تعبیه نموده که این چراغ همانا عقل است.اما عقل نیز در وصول انسان به خوشبختی کافی نیست، بلکه انسان برای رسیدن به سعادت به عامل دیگری نیاز دارد زیرا عقل انسانی از خطا وتزلزل مصمون نیست.
انسان باید جهت وصول به سعادت مطلوب در زندگی دو چیز را بخوبی بشناسد :
شناخت خداوند سبحان وشناخت مصالح و مفاسد زندگی، ومعرفت کامل دراین دو عرصه برای انسان تنها در پرتو وحی وتعالیم انبیاء حاصل می شود.شناخت خداوند در رأس کمالات قوه نظری است.همچنین در رأس کمالات قوه عملی همانا طاعت خداوند است.وبرای تکمیل این دو قوه باید به کسی که قادر به تکمیل آنهاست – یعنی به انبیاء- پناه آورد.
روشهای آگاهی از صدق دعوی نبوت :
ادعای نبوت باید با دلیلی که صحت آن ر ا تایید می کند اثبات شود، در غیر اینصورت این ادعا هرگز نمی تواند مورد پذیرش قرار گیرد واین امر اقتضای فطرت انسانی است.
شیخ الرئیس در یک جمله مشهور می گوید :
« هر کس که ادعای مدعی را بدون مدرک وبرهان بپذیرد، از فطرت انسانی خارج شده است».پیامبر صادق، حقانیت خودرا از طریق معجزات اثبات می کند، ودر غیر این صورت چگونه می توان به صحت ادعای او پی برد.
تعریف معجزه مشهور است به « امری خارق العاده مقرون به تحدی، با عدم معارض »
توضیح این که : پیرامون ما اموری – مانند اجتماع وارتفاع نقیضین، یا وجود معلول بلاعلت – وجود دارد که خارق ( متضاد ) عادت عقل است. امور دیگری نیز هستند که با قواعد عادی منافات دارند، یعنی اموری که بر حسب وسائل وادوات عادی ومجاری طبیعی از محالات محسوب می شوند، ولی عقلاً محال نمی باشند زیرا شاید دارای اسباب دیگری خارج از رویه عادی باشند که به «معجزات» موسوم هستند، مانند حرکت جسم بزرگی از مکانی به مکانی دوراز آن، که در یک فاصله زمانی بسیار اندک وبدون وسائط عادی که از لحاظ عقلی ممتنع نیست ولی عادتاً محال است. مثلاً قرآن حکایت می کند که کسی که با علم کتاب، عرش بلقیس، ملکه سبا را از سرزمین یمن به سرزمین شام و در یک طرفه العین وبدون توسط شیئی از وسائل عادی ومتعارف احضار می کند. بنایراین اعجاز، امری خارق عادت است نه خارق عقل.اما هرآنچه خارق العاده است معجزه نامیده نمی شود مگر اینکه موردی باشد که ادعای نبوت را در بر داشته باشد، واگر ادعای نبوت در کار نباشد واز سوی بعضی اولیاء الله صادر شود -مانند حضور رزق برای مریم ( علیها السلام ) بدون تلاش وسعی طبیعی- « کرامت » نامیده می شود. اعجاز هرگزمحقق نخواهد شد مگر زمانی که مردم از آوردن معارض با آنچه که مدعی نبوت آورده ناتوان باشند، واعمال حیرت انگیز نوابغ ومخترعان یا آنچه که جادوگران ومرتاضان انجام می دهند به خاطر فقدان آن شرط – ادعای نبوت – معجزه محسوب نمی شود.یکی از شرائط اعجاز این است که دلیلی برصدق ادعای نبوت باشد بگونه ای که فعل مدعی مطابق ادعای او باشد، واگر خلاف آنچه باشد که ادعا می کند، – حتی اگر امری خارق العاده باشد- معجزه نامیده نمی شود.بطور مثال « مسیلمه کذاب» هنگام ادعای نبوت مدعی بود که نشانه پیامبری او این است که زمانیکه در چاهی کم آب، آب دهان می انداخت آب چاه زیاد می شد، ولی زمانی آب دهان انداخت وتمام آب چاه به زمین فرو رفت.
قرآن مجید شاهکار بی مانند ومعجزه پیامبر امّی – حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه – محسوب می شود. البته پیامبر اسلام معجزات دیگری مانند شق القمر ومعراج و…. نیز دارد اما قرآن کریم عالی ترین معجزه پیامبر اکرم (ص) است، ودلیل مهم اعجاز آن، ناتوانی همه بشر در ایجاد شبیه به آن – هم از نظر فصاحت وبلاغت وهم از نظر محتوی ومعنی – می باشد واین همان موضوعی است که به « تحدی قرآن» معروف است.
عصمت دارای مراتب وابعادی است از جمله :
عصمت در دریافت وحی وابلاغ آن.
عصمت در عمل به شریعت الهی.
عصمت از خطا در تطبیق شریعت.
عصمت از خطا در تشخیص مصالح ومفاسد امور.
عصمت از خطا در امور عادی.
تنزه از منفرات.
از نظر عدلیه مشهور است که عصمت آن است که برای صاحب آن هیچ انگیزه برای ارتکاب معاصی وترک طاعات – با وجود قدرت انجام آن – وجود ندارد.
پیامبران عمدتاً – قبل از نبوت ودرخلال آن – از گناهان کبیره وصغیره معصوم می باشند، حتی آنها با دلائل عقلی ونقلی از سهو ونسیان نیز معصوم هستند.
جمهور متکلمین – اعم از سنی وشیعه – به عصمت پیامبران در مرحله پس از نبوت نیز اعتقاد دارند. عصمت در این مرحله دارای دو وجه می باشد :
یک : عصمت از کذب،
دو : عصمت از خطای سهوی در دریافت وابلاغ واداء ‌وحی
بنابراین عصمت پیامبران – یا عصمت علی الاطلاق – ثابت می شود، زیرا اعتماد ووثوق تام به آنها حاصل نمی شود مگر با اذعان واعتراف به مصونیت پیامبران در دریافت وتحمل واداء وحی، عمداً یا سهواً. به علاوه، تجویز خطا در تبلیغ – هر چند سهواً – با غرض کلی رسالت، یعنی ابلاغ صحیح احکام خداوند به مردم، منافات دارد.
امامت:
علمای امامیه – به ضرورت نص شریف – به موضوع امامت وعصمت ائمه اطهار اعتقاد تام دارند.اکنون چند تعریف مهم از امامت ارائه می شود :
« عضد الدین ایجی » در « المواقف » دو تعریف برای امامت ذکر کرده است :
امامت، ریاست عامه درامور دین ودنیا ست.
امامت، جانشینی وخلافت پیامبر در اقامه دین است، بگونه ای که پیروی از او.
شیخ بهائی نیز امام را خلیفه و قائم مقام نبوت – درآنچه که نبوت درهدایت امت متضمن آن است – میداند. امامت از نظر شیخ بهائی، ریاست اداری وقضائی ونظامی جامعه نیست، بلکه شخص شخیص امام، یک معلم مطلق القدره برای نوع انسان می باشد.
امامت از اصول دین است یا فروع آن؟
تمام یا اکثر اهل سنت اتفاق نظر دارند که امامت، از فروع دین است.
«امام محمد غزالی» در باره امامت می گوید :
«امامت از معقولات نیست بلکه از فقهیات است ».
اما شیعه امامیه به مساله امامت فراتر از یک مساله کلامی صرف می نگرند وبه آن همانند نبوت – البته صرف نظر از وحی و آوردن شریعت – می نگرند، زیرا نبوت ووحی با ارتحال پیامبر اکرم (ص) به پایان رسیده است، درحالیکه مساله امامت از مسائل متداوم و زنده است وهمواره ادامه دارد.
روش اثبات امامت
اثبات امامت منحصر در نص پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) وامام سابق است وتمام شیعه امامیه نیز براین عقیده اند.یعنی روز مبارک غدیر خم روز تنصیب امام است.
اهل امامت درهمه ازمنه، به ضرورت وجود امام اعتقاد دارند. در این زمینه میتوان با استناد به حدیث مهم پیامبر اکرم (ص) – من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه – استدلال کرد و آن را به همراه گفتگوی امیرالمومنین علی –علیه السلام – با « کمیل بن زیاد » ذکر نمود:
« بلى لا تخلو الارض من قائم لله عز وجل بحججه…». یعنی بقای جهان، هرگز بدون وجود مبارک امام امکان ندارد.
عصمت امام نیز با همان دائره وسیع عصمت پیامبران – از گناهان صغیره وکبیره، سهواً وعمداً – اثبات می شود. ائمه – علیهم السلام – از تمام مخلوقات عالم – به استثنای حضرت محمد (ص) – برتر هستند. پیامبر اکرم (ص) برترین موجودات و پس ازاو شخص امیرالمومنین علی – علیه السلام – وپس از آن دو امامان بزرگوار، امام حسن (ع) وامام حسین (ع) هستند وپس از آنها باید بحث افضلیت را در بین سائر ائمه متوقف نمود.
نتیجه گیری :
می توان مباحث مربوط به نبوت وامامت رااینگونه جمع بندی نمود :
نبوت، امری ضروری وقطعی است واستکمال قوه نظری وعملی در انسان هرگز بدون وجود انبیاء امکان پذیر نیست.
انبیاء چه قبل وچه در حین بعثت واجد عصمت هستند.
علمای امامیه به مساله امامت اعتقاد کامل دارندوآن را ضروری می دانند و امامت را خلافت از پیامبر می دانند..
پس از پیامبر (ص)، حضرت علی (ع) و امام حسن وامام حسین (علیهما السلام )، ائمه دیگر نسبت به هم افضلیت ندارند.
منابع
الإبانة،أبو الحسن اشعری، چاپ مدینه منوره، ۱۹۷۵ م.
الإثنا عشریة، بهائی عاملی، تحقیق : شیخ محمد حسون، چاپ اول، جمادى الآخر ۱۴۰۹، قم انتشارات کتابخانه آیة الله عظمی مرعشی نجفی.
احیاء علوم دین، ابو حامد غزالی، بدون تاریخ.
اخبارالعلماء باخبار الحکماء، قطیفی، دار الآثار، بیروت،بدون‌ تاریخ.
الأربعون، شیخ بهائی،دار البلاغ، بیروت – لبنان، ۱۹۹۵ م.
الإرشاد، شیخ مفید، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لتحقیق الثراث، چاپ دوم، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳م دار المفید للطباعة و النشر و التوزیع – بیروت – لبنان.
اسلام وایران، مرتضی مطهری، دار التعارف المطبوعات ۱۴۰۰ هـ.
الاعتقادات فی دین الإمامیة، شیخ صدوق، تحقیق عصام عبد السید،چاپ دوم، ۱۴۱۴- ۱۹۹۳ م. دار المفید للطباعة و النشر و التوزیع. بیروت لبنان
الاعلام، خیر الدین الزرکلی، دار العلم للملایین. بیروت. لبنان ۱۹۸۴ م.
الإعلام، شیخ مفید، تحقیق شیخ محمد حسون، چاپ دوم، ۱۴۱۴-۱۹۹م
اداره کل پژوهش و آموزش سیما

منبع: جوان امروز

کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع نوشته ایت الله دکتر حسینی قزوینی

مقدّمه


دروغ پردازى‏هاى وهابيت نسبت به شيعه

چشم‏انداز مذهب شيعه

فصل اول



نظر امام خمينى قدس‏سره

نظر آيت اللّه العظمى فاضل لنكرانى قدس‏سره

نظر مقام معظم رهبرى

نظر آيت اللّه العظمى مكارم شيرازى

نظر حضرت آية اللّه العظمى صافى

ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

على (ع) بزرگ منادى و عامل وحدت

اهميّت وحدت در عصر حاضر

آيا بحث امامت اختلاف انگيز است؟

ديدگاه شهيد مطهّرى

نقطه نظر آيت اللّه العظمى مكارم شيرازى

ديدگاه آيت اللّه العظمى فاضل لنكرانى

نظر امام جمعه زاهدان

راهى كه پيامبر اكرم (ص) براى وحدت ترسيم نمود

فصل دوم



وهّابيّت در يك نگاه

بنيانگذاران فرقه وهابيت

انتقاد بزرگان اهل سنّت از ابن تيميّه

عوامل انزواى ابن تيميّه و علل گسترش مجدّد افكار او

نگاهى گذرا به زندگى محمّد بن عبد الوهّاب

برخورد عالمان اهل سنّت با محمّد بن عبد الوهّاب

پيشگويى رسول گرامى (ص) از ظهور وهّابيّان

كتاب‏هاى اهل سنّت در بطلان عقايد ابن‏تيميّه

كتاب‏هاى عالمان شيعى در باره ابن تيميّه

فصل سوم



1. قتل و غارت وهّابيّان در منطقه نجد

2. كشتار بى‏رحمانه شيعيان كربلا

3. حمله به نجف اشرف

4. تخريب آثار بزرگان در مكه

5. آتش زدن كتابخانه‏هاى بزرگ

6. تصرف مدينه منوره

7. تخريب قبور طائف و مكه

8. تخريب قبور ائمه بقيع

9. قتل عام مردم طايف

10. كشتار عمومى علماى اهل سنّت

11. قطع مناسبات تجارى با كشورهاى غير وهابى

12. كشتار حجاج بيت اللّه الحرام

13. كشتار مردم بى دفاع اردن

14. كشتار عزاداران امام موسى كاظم7

15. جنايت‏هاى طالبان وهابى در افغانستان

16. وهابيت و انفجار در اهواز

17. انفجار بزرگ در مسجد تاريخى براثا

فصل چهارم



افكار وهّابيّت در ترازوى نقد

نگاهى ديگر به سخنان ابن تيميّه

فصل پنجم



نقد نظريّه وهّابيّت، در تكفير مسلمانان

1. تكفير مسلمانان مخالف نصّ قرآن است

2. تكفير مسلمان مخالف سنّت پيامبر (ص)

3. تكفير مسلمين خلاف سيره پيامبر (ص) است

4. تكفير مسلمانان مخالف روش صحابه

5 . تكفير مسلمان مخالف نظريه علماى اهل سنّت

وهّابيّت خود گرفتار تكفير تندروها

بيانيه هيأت كبار علماء در محكوميت تكفير

حمله شديد پادشاه عربستان به شيوخ تكفيرى وهابى

مفتى أعظم عربستان عمليات انتحارى در عراق را محكوم كرد

فصل ششم



18 ـ بدعت شمردن مراسم ميلاد رسول (ص)

19 ـ مراسم سوگوارى پيامبران و صالحان

20 ـ درود بر رسول (ص) قبل وبعد از اذان

21 ـ دعا در كنار قبر رسول (ص) به قصد اجابت

22 ـ اهداء ثواب نماز و قرآن به رسول (ص)

23 ـ گرفتن مجالس بزرگداشت براى مردگان

24 ـ اهداء ثواب نماز به اموات

25 ـ آغاز نمودن جلسات با آيات قرآن

26 ـ قرائت قرآن و دعاء، به صورت دسته جمعى

27 ـ گفتن صدق اللّه العظيم بعد از ختم قرآن

28 ـ دست كشيدن به پرده كعبه

29 ـ ذكر با تسبيح

30 ـ جشن تولّد نوزادان و سالگرد ازدواج

نقد افكار وهّابيّت در بحث بدعت

عدم درك معناى صحيح بدعت

اركان بدعت

بدعت از منظر قرآن

بدعت، در آيينه روايات

بدعت، در روايات شيعه

آيا مراسم بزرگداشت بزرگان دين بدعت است؟

مراسم بزرگداشت مواليد پيامبران ريشه قرآنى دارد

پاسخ نقضى به اعياد ملى در عربستان

فصل هفتم



نقد افكار وهّابيّت در حوزه توسل

الف: توسّل به پيامبران ريشه قرآنى دارد

ب: توسّل به حضرت قبل از بعثت

ج: توسّل به رسول (ص) بعد از بعثت



لينک دان لود فايل pdf کتاب:



دکتر سيد محمد حسيني قزويني

بهترین روش برخورد با وهابیت

امسال توسط ولي امر مسلمين مقام معظم رهبري، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي معرفي شد. تمام تلاش‌ها و سعي‌ها از اول سال جاري به طرف انسجام اسلامي و تقريب مذاهب اسلامي به همديگر، حركت كرد. همايش‌ها، سخنراني‌ها، جزوات و غيره، از اول امسال در جامعه منتشر شد تا بتوانند فاصله بين شيعه و سني و افراد ديگر كه در اقليت هستند، كم كنند. مسئله وحدت ميان امت اسلامي، مسئله‌اي نيست كه امسال توسط مقام معظم رهبري براي اولين بار اعلام شده باشد، بلكه پيام مقام معظم رهبري در حقيقت بازگو كردن نداي قرآن بود به سوي وحدت با صداي رساي:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا.                                (آل عمران/103)

و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول 23 سال رسالتش، بزرگترين دغدغه‌اش اين بود كه ميان قبائل و طوائف مختلف أعراب، وحدت ايجاد كند و هرگونه كدورت و ناراحتي را از ميان مردم مسلمان بردارد. گفتني است كه يكي از علل روي آوردن مردم مدينه به سمت اسلام، كه مقدمه‌اي بر هجرت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شد، دعوت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بر اتحاد و جلوگيري از اختلاف ميان قبيله اوس و خزرج بود. اوس و خزرج دو قبيله بزرگ مدينه بودند كه بيش از 120 سال ميان آنها، جنگ و درگيري حاكم بود. همه از اين درگيري‌ها و آدمكشي  و نسل كشي، به ستوه آمده بودند. وقتي نداي ملكوني نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را كه به طرف وحدت دعوت كرد و مردم را از هرگونه كينه توزي اجتناب داد، شنيدند، گويا اينها گمشده خود را پيدا كردند و به طرف نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مكه مكرمه حركت كردند و او را به مدينه دعوت نمودند و با آمدن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جنگ 120 ساله بين اين دو قبيله براي هميشه پايان گرفت، ميان اين دو قبيله، برادري و صفا و صميمت حاكم شد. شايد اين يكي از نقاط عطف تاريخ اسلام باشد. در طول مدتي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مدينه بود، گاهي يهود كه به تعبير قر آن، دشمن سرسخت جامعه اسلامي است:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الْيَهُودَ                                       (مائده/82)

تلاش مي‌كردند كه دوباره بين اين دوقبيله، آتش فتنه و جنگ را شعله‌ور كنند. گاهي هم موفق مي‌شدند، ولي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همينكه شنيد باز هم ميان اين دو قبيله، آتش كينه و عداوت در حال شعله‌ور شدن است، تمام كارها را كنار گذاشت و بلا فاصله در جمع اين دو قبيله حضور يافت و به آنها گوشزد كرد كه مگر شما به بركت اسلام برادر نشديد؟

وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا

(آل عمران/103)

بياد آوريد كه به بركت اسلام آن عداوت 120 ساله بين شما كنار رفت و برادري ميان شما حاكم شد. دوباره مي‌خواهيد به زمان دوران جاهليت رجوع كنيد؟ اين دو قبيله، با شنيدن سخنان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، همديگر را در آغوش كشيدند و با خوشي به خانه‌هاي خود بازگشتند. شايد اگر ما ادعا كنيم كه يكي از بزرگترين دغدغه‌هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول 23 سال رسالت خود، ايجاد وحدت و يكپارچگي در امت اسلامي بود، سخن به گزاف نگفته باشيم. بطوريكه مي‌گويد اگر ميان دو برادر ديني، بيش از سه روز قهر باشد، دعاي اين دو به اجابت نمي‌رسد و پاداش آن كسي بيشتر است كه در صلح پيش‌قدم باشد. شايد در ميان اعمال، براي كسي است كه ميان دو برادر ديني، صلح و آشتي ايجاد كند، از ده‌ها هزار مرتبه رفتن به زيارت خانه خدا ارزشش بالاتر است. اين قضيه در طول تاريخ، همواره مورد توجه بزرگان دين و رهبران سياسي جهان اسلام بود. امروز در يك برهه‌اي از جهان زندگي مي‌‌كنيم كه بيش از هر زماني، جامعه اسلامي نياز به وحدت و يكپارچي دارد. امروز دشمنان دست به دست هم داده‌اند تا بتوانند ميان ملت اسلامي تفرقه ايجاد و آنان را به اختلاف وادارند.

در قضيه جنگ 6 روزه اعراب با اسرائيل، مسيحيان با يهوديان كنار هم نشستند و عداوت بيش از 2 هزار ساله را كنار گذاشتند؛ با اينكه يكي از عقائد مسيحيان اين است كه مسيح توسط يهود به دار آويخته شد. همواره در ميان مسيحيان، كينه و عداوت يهوديان، سراسر وجودشان را فرا گرفته بود؛ ولي براي اينكه بتوانند در برابر مسلمانان اتحاد ايجاد كنند، رهبران مسيحي اعلام كردند ما از اين اصل كه يكي از اساسي‌ترين اصول ماست، مي‌گذريم و ديگر در هيچ كتاب و مقاله‌اي، سخن از كشته شدن مسيح به دست يهود نخواهيم گفت، تا مسيحيت بتواند همراه با يهود، همانند دولبه قيچي، ‌مسلمانان را از بين ببرد.

در نظريه‌اي كه يكي از نظريه‌پردازان بزرگ كاخ سفيد به نام دكتر هانگتينگتون، در كتاب خود به نام برخورد تمدن‌ها، صراحتا مي‌گويد:

امروز در دنيا، ديگر زمان برخورد نظامي، سپري شده و نبايد سردمداران آمريكا اين فكر را در سر بپرورانند كه با تشكيلات نظامي بتوانند بر يك كشوري مسلط شوند. امروز زمان برخورد تمدن‌هاست. اگر آمريكا مي‌خواهد بر جهان استيلاء يابد و بر خاورميانه موفق شود و ليبراليسم آمريكائي را در جامعه پياده كند، هيچ راهي ندارد جز از طريق برخورد تمدن و تهاجم فرهنگي.

بعد ايشان تمدن‌هاي مختلف را بررسي مي‌كند و مي‌گويد:

هيچ كدام از اينها در مقابل ليبراليسم آمريكائي، عددي نيستند كه مقاومت كنند، تنها تمدني كه امروز مي‌توان در مقابل آمريكا قد علم كند و حرف براي گفتن دارد، تمدن اسلامي است.

بعد تمدن اسلامي را هم دسته‌بندي مي‌كند تمدن اسلامي عربستان و پاكستان و كشورهاي حاشيه خليج فارس و ... و مي‌گويد:

 اينها هم عددي نيستند كه بتوانند در برابر ما عرض اندام كنند و با تهديد و تطميع مي‌توانيم اينها را صيد كنيم. تنها تمدن اسلامي كه امروز براي آمريكا خطرساز است، تمدن اسلامي به رهبري ايران است، تنها خطر جدي براي آمريكا، فرهنگ اسلامي يا همان فرهنگ تشيع است كه مي‌تواند در برابر آمريكا مشكل‌ساز باشد. آمريكا بايد تمام توان خود را استفاده كند تا بتواند بر اين تمدن شيعي اسلامي به رهبري ايران فائق آيد.

جالب اين است كه ايشان در يكي از مقالاتش مي‌گويد:

در دست شيعيان، دو پرچم، يكي به رنگ سرخ و ديگري به رنگ سبز قرار دارد. مادامي كه اين دو پرچم در دست شيعيان است،‌ ما نمي‌توانيم بر شيعيان پيروز شويم. پرچم سرخ، پرچم شهادت و برگرفته از شهداي كربلاء و حماسه فرزند علي (عليه السلام) نوه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. مردم هر سال در ايام ماه محرم با شركت حماسي در مراسم سوگواري امام حسين (عليه السلام)، به ميدان مي‌آيند و پاي سخن سخنوران مي‌نشينند و روحيه ايثار و از خودگذشتگي در آنها  بالنده مي‌شود و بي‌مهابا وارد ميدان مي‌شوند. با الهام از مكتب خونين حسين (عليه السلام)، جوانان شيعه سر از پا نمي‌شناسند. پرچم سبز، پرچم انتظار است. شيعيان بر اين عقيده هستند كه روزي فردي به نام مهدي آل محمد (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) خواهد آمد و تمام حكومت‌هاي جهان را از بين خواهد برد و حكومت واحد اسلامي در جهان برپا خواهد نمود. جوانان شيعه به اين اميد زندگي مي‌كنند و با استكبار مبارزه مي‌كنند كه بتوانند زمينه تحقق حكومت جهاني امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را فراهم كنند. مادامي كه اين پرچم سبز انتظار و پرچم سرخ شهادت، در دست شيعيان است، ‌آمريكا نمي‌تواند موفق شود و ما بايد تلاش كنيم با تهاجم فرهنگي، ايجاد اختلاف و ايجاد تشتت، اين دو پرچم را از دست جوانان شيعه بگيريم.

دكتر مايكل، معاون سابق سازمان سياي آمريكا، مصاحبه‌اي داشته كه مي‌گويد:

آمريكا در برخورد و استيلاء بر خاورميانه، بويژه در حكومت شيعي ايران، راه‌هاي زيادي رفت، ولي همه با شكست مواجه گرديد.

آمريكا از روزهاي آغازين پيروزي انقلاب، طرح‌هاي مختلفي براي براندازي حكومت ايران انجام داد ولي موفق نشد. ايشان مي‌گويد:

رمز موفقيت حكومت شيعي ايران، بر چند نكته خلاصه مي‌شود. اگر آمريكا مي‌خواهد موفق شود، بايد نقاط حساس و ركن جهان جهان تشيع را بمباران فرهنگي كند. نقطه اول اين موفقيت شيعيان در جهان، روحانيت و مرجعيت است. يك مرجع مي‌تواند با يك خط اعلاميه دادن، مردم را، چه پير و جوان و چه كوچك و بزرگ، همه را به خيابان‌ها بريزد و مردم در پاسخ به نداي رهبر و مرجعشان، سر از پا نمي‌شناسند. ما بايد تلاش كنيم با تبليغ عليه روحانيت و مرجعيت، اين رمز پيروزي را از دست شيعيان بگيريم. رمز موفيت دوم، بهره‌برداري شيعيان از عزاداري نوه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. اينها در ايام عاشوراء و ماه محرم و صفر، با شركت در عزاداري‌ها، روحيه حماسه و شهادت و ايثار و انتهار، در وجودشان فوران مي‌كند و ما بايد بعضي از خطباي بي‌سواد و بعضي از مداحان دنياپرست را در اختيار بگيريم و اينها مطالب خرافي و بي‌پايه و اساس از قيام امام حسين (عليه السلام) براي مردم بگويند و جوانان را به فرهنگ عاشوراء بدبين كنند و در ميان مردم تبليغ كنيم كه اين عزاداري‌ها، جز مزاحمت براي شما، چيز ديگري ندارد.

الان كه آمريكا در منطقه خاورميانه حضور يافته‌، عمدتا بر تفكر دكتر هانگتينگتون است و طرح هاي اورا پياده مي‌كند. اينها در به در دنبال حكومت جهاني آقا ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) هستند. فراموش نمي‌كنيم كه آنها حدود اسفند 79، در عراق يك سيد روحاني را دستگير كردند و به اتهام اينكه اين همان مهدي موعود است، حدود 6 ماه او را به زندان انداختند و گفتند ما همه ويژگي‌هايي كه در كتاب،هاي شيعه ديديم، در وجود تو مي‌بينيم و تو همان مهدي هستي، اتفاقا نامش در شناسنامه‌اش هم مهدي بود. هر چه او گفت كه پدرم فلاني است و مادرم فلاني است و فلان جا درس خوانده‌ام و ... باور نكردند. بعد از حدود 6 ماه كه پذيرائي مفصل از او كردند، از او تعهد گرفتند كه اگر بر محل اختفاي آن مهدي كه قرار است بيايد و حكومت جهاني را برقرار كند، آگاهي يافتي، به ما اطلاع بده و ما سريعا او را دستگير كنيم؛ او هم گفت چشم، شما هر چه بنويسيد من امضاء مي‌كنم. ببينيد، اينها تا اين اندازه حساس‌اند.

اخيرا هم اگر شنيده باشيد، آقاي بوش يك هيئت علمي را معين كرد تا در رابطه با ويژگي حضرت مهدي (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) و حكومت و قيام او تحقيق كنند و گزارش نهائي را به او بدهند تا جهت مبارزه با حكومت جهاني مهدي (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه)، راهكارهاي اساسي را بكار بگيرد. ولي بي‌خبر از آنكه:

چراغي را كه ايزد بر فروزد                 هر آنكس پف كند، ريشش بسوزد

فرعون، سال‌ها جنايت كرد و انسان‌هايي را كشت، طفل‌ها را از بين برد تا حضرت موسي (عليه السلام) بدنيا نيايد، ولي حكمت إلهي بر اين تعلق گرفت كه حضرت موسي (عليه السلام) در درون خانه فرعون بزرگ شود و تحت تربيت او بالا بيايد تا حكومت فرعون را سرنگون كند. اينها خيلي زياد با تشكيلات إلهي آشنايئ و آگاهي ندارند.

امروز دشمنان ما، عمدتا تلاششان بر اين است كه در ميان امت اسلامي، وحدت و اتحاد صورت نگيرد. تلاش مي‌كنند مردم را به طرف اختلاف و درگيري و بدبيني نسبت به همديگر دعوت كنند. يكي از سياست‌هاي اخير آمريكا اين است كه ميان شيعه و سني، تفرقه ايجاد كند؛ در ايران و پاكستان و افغانستان و عراق. روي اين جهت مقام معظم رهبري، براي به خاك ماليدن بيني آمريكا، امسال را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميد و تمام گروه‌هاي اسلامي به ايشان لبيك گفتند غير از فرقه وهابيت.

وهابيت يك فرقه و مذهبي است كه در قرن دوازدهم هجري در عربستان سعودي توسط محمد بن عبدالوهاب پايه‌گذاري شد. با تماس‌‌هائي كه جاسوسان انگليسي با او داشتند، او را وارد ميدان كردند و او پس از پيمان نظامي و فرهنگي كه با محمد بن سعود، جد اعلاي ملك فهد و ملك عبدالله، پادشاه فعلي عربستان بست،‌ در منطقه درعيه، اطراف رياض، حكومتي به نام حكومت وهابيت را سال 1157 تأسيس كردند. اساس تفكر و عقائد اينها اين بود كه تمام مسلمانان، غير از وهابيت، همه مشرك و كافر و قتلشان واجب و مصاره اموالشان جائز است. محمد بن عبد الوهاب شيعه و سني را مشرك و كافر دانست و رسما اعلام كرد، هر كس بخواهد وارد آئين وهابيت شود بايد دوباره شهادتين را به زبان جاري كند. يكي از متفكران بزرگ وهابي و مفتي مكه مكرمه كه از أهل سنت و علماء طراز اولشان است به نام احمد زيني دهلان متوفاي 1305 هجري، كتابي دارد به نام الدرر السنية، در ج1، ص46 صراحت دارد كه مي‌گويد:

محمد بن عبد الوهاب مي‌گفت اگر كسي بخواهد وارد آئين وهابيت شود، اول بايد شهادت به وحدانيت خدا و رسالت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بدهد. هر كسي كه مي‌گفت من مكه رفتم،‌ نماز مي‌خوانم، روزه مي‌گيرم، مي‌گفت چون وهابي نبودي، نمازت باطل است، حجي كه رفتي بيهوده بوده و بعد از وهابي شدن، تازه مسلمان مي‌شوي و بعد از مسلمان شدن دوباره بايد به حج بروي. بعد از شهادتين، بايد شهادت سوم بدهي كه قبل از وهابي شدن، ‌كافر بوده‌اي و با ورودت به آئين وهابيت مسلمان شده‌اي. بايد شهادت چهارم بدهي كه پدرت و مادرت در حال كفر از دنيا رفته‌اند، چون توفيق ورود به آئين وهابيت را نداشتند و در حال كفر هم از دنيا رفته‌اند، حق طلب مغفرت براي آنان نداري. شهادت پنجم هم بايد بدهي كه تمام علماء اسلام به حال كفر از دنيا رفته‌اند و حق طلب مغفرت براي آنها نداري. اين سخن يك عالم سني برجسته و مفتي مكه مكرمه است به نام زيني دهلان. اين كتاب در سايت‌هاي اينترنتي هست. اگر كسي اين پنج شهادت را مي‌داد، او را به عنوان مسلمان مي‌پذيرفتند و اگر نمي‌گفت، او را گردن مي‌زدند. اولين شاكله و شاخصه تفكر وهابي، حكم به كفر تمام جامعه اسلامي است. دومين شاخصه تفكر وهابي اين بود كه هر كس وارد آئين وهابيت نشود، قتلش واجب است و در همان منطقه درعيه، مسلمانان را به جرم اينكه وهابي نيستند، از لب شمشير گذراندند و زنانشان را به اسيري گرفتند و اموالشان را به عنوان غنائم جنگي تصرف كردند.

در سال 1216 هجري به كربلاي معلي هجوم آوردند. در يك روز، 30هزار شيعه را كربلاء سر بريدند. حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) را ويران كردند و ضريحش را تكه تكه كردند. هرچه اموال قيمتي در حرم بود، حدود 500 شتر طلا و جواهرات و اموال گران‌بهاء از كربلاء برداشتند و به طرف منطقه درعيه رفتند.

در سال 1217 به طائف حمله كردند. در آنجا يك نفر هم شيعه نبود، ريختند مسجد و مردمي كه در حال نماز بودند، همه را از دم، قتل عام كردند و در طائف، جز پيرمردها و پيرزن‌هاي زمين‌گير، همه را كشتند. حتي همين آقاي زيني دهلان، در همين كتاب خود صفحه 45  مي‌گويد:

كانوا يذبحون الصغير،علي صدر أمه

طفل شيرخوار را در دامن مادرش سر بريدند.

اين تفكر وهابي است.

در سال 1218 وارد مكه مكرمه شدند. هزاران عالم سني را بدون گناه اعدام كردند. تمام آثار اسلامي را در كه نابود كردند. خانه خديجه كبري أم‌المؤمنين را كه مدتي محل نزول وحي و حضرت جبرئيل بود، ويران كردند. دكتر رفاعي يكي از شخصيت‌هاي برجسته سني كويت است، كتابي دارد به نام نصيحتي لإخواننا أهل النجد و مي‌گويد:

آقايان وهابي‌ها، از خدا و پيغمبر خدا شرم و حياء نكرديد؟ به فكر روز قيامت نيستيد؟ با چه قساوتي آمديد خانه وحي را به ويرانه تبديل كرديد؟ چه جوابي داريد؟

محل ولادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را خراب كردند و به محل خريد و فروش گاو و شتر و الاغ مبدل كردند. بعدها يك خيّري آمد و اين محل را خريد و به كتابخانه مبدل كرد.

در سال 1219 وارد مدينه شدند و جنايتي آفريدند كه روي چنگير مغول‌ها و هيتلرها و حجاج ثقفي‌ها را سفيد كردند.

شاخصه ديگر وهابيت، مبارزه با هرگونه گراميداشت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و أهل بيت (عليهم السلام) و صحابه است. دستور دادند كه در هر كجا كه زيارتگاه است، بايد با خاك يكسان شود. در مدينه منوره، در قبرستان بقيع، ائمه (عليهم السلام) بارگاه داشتند و محل زيارت شيعه و سني بود، در 8 شوال 1344، آنجا را با خاك يكسان كردند. بارگاه شهداي احد را هم ويران كردند. در خود منطقه درعيه، برادر خليفه دوم، زيد بن خطاب بارگاهي داشت، آنجا را هم ويران كردند. يعني تنها حرم ائمه شيعه نبود، اگر بزرگان أهل سنت هم در جايي بارگاه داشتند ويران مي‌كردند. در قبرستان بقيع، همسران رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، براي خود گنبد و بارگاهي داشتند، آنجا را هم ويران كردند. خواستند حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را هم ويران كنند، دولت‌هاي اسلامي اولتيماتوم دادند كه اگر دست بزنيد به حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، ما اعلان جنگ عليه دولت آل سعود مي‌كنيم. اگر ترس از كشورهاي اسلامي نبود، حرم مطهر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را هم از بين مي‌بردند.

همانگونه كه شنيديد، مفتيان سعودي، دو سال قبل فتوا دادند كه هر كجا حرم ائمه شيعه هست، بايد با خاك يكسان شود، به دنبال آن حرم عسكريين را ويران كردند. در انفجار دوم، مفتيان عربستان سعودي به هم تبريك گفتند. حتي در برخي بيانيه‌هايشان هم آمد كه بايد حرم اميرالمؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و حضرت عباس (عليه السلام) و حضرت زينب (سلام الله عليها) در شام را هم بايد ويران كرد؛ چون تمامي اينها مظاهر شرك و كفر است.

ديگر شاخصه وهابيت، دست گذاشتن در دست استعمار غرب و يهود است. پيدايش وهابيت با پيشنهاد جاسوسان بريتانيا در عربستان سعودي انجام گرفت. مستشاران نظامي انگليس، در تمام حمله‌هايي كه وهابيت عليه مسلمانان مي‌كردند، از نيروي وهابيت حمايت مي‌كردند و آنها را آموزش مي‌دادند. در برخي عمليات‌ها، فرماندهي عمليات به عهده نظاميان انگليس بود. سال گذشته هم كه همه ديديد، در جنگ 33 روزه حزب‌الله با صهيونيزم، (همان صهيونيزمي كه در جنگ 6 روزه با اعراب، تمام دولت‌هاي اسلامي با هم بودند و نه تنها عليه اسرائيل نتوانستند كاري بكنند، بلكه بخشي از سرزمين اردن و مصر و سوريه را تصرف كردند و الان هم با گذشت سي سال هنوز در تصرف آنهاست) كه حزب‌الله با دست خالي و حداقل امكانات، آنچنان ضرب شستي نشان دادند و آنچنان لرزه بر پيكره دولت صهيونيزم انداختند كه هنوز با گذشت حدود 17 ماه، دولت صهيونيزم به خودش مي‌لرزد؛ در اين جنگ 33 روزه، تمام كشورهاي اسلامي، حتي دانشگاه الأزهر كه بزرگترين پايگاه أهل سنت در كره زمين است، آمد به ميدان و از موضع حزب‌الله حمايت كرد؛ غالب مفتيان در سودان و سوريه و كشورهاي حاشيه خليج فارس در پاكستان و هند از حزب‌الله حمايت كردند؛ ولي مفتيان وهابي، چه كار كردند؟ فردي به نام شيخ عبدالله بن جبرين كه از مفتيان طراز دوم عربستان است، فتوا صادر كرد كه اينهائي كه به نام حزب‌الله با اسرائيل مي‌جنگند، حزب‌الله نيستند، حزب شيطان هستند و هرگونه مساعدت حزب‌الله و دعا كردن براي پيروزي حزب‌الله هم حرام است. يكي از بزرگترين مانع براي ايجاد وحدت و اتحاد ميان ملت اسلامي، ‌همين علماي وهابيت است. بعد از آقاي بن جبرين، مفتي ديگري به نام عبدالرحمان براج، او هم همين فتوا را صادر كرد. بعد از او هم شخصيت سومي آمد و همين فتوا را داد. همين بن جبرين، ‌فتوا داد كه شيعيان كافر هستند و هيچگونه وحدتي ميان ما و شيعيان امكان پذير نيست، همانگونه كه ميان ما و يهود و نصاري، اتحاد امكان پذير نيست.

شوراي عالي افتاء عربستان سعودي كه در رأسش آل شيخ است، حدود 6،7 سال قبل فتوا صادر كرد كه ميان وهابيت و شيعيان، امكان اتحاد نيست، چون فرهنگ شيعه برگرفته از آئين يهود است؛ شيعه قرآن را قبول ندارد، أهل سنت را نجس مي‌دانند، ائمه (عليهم السلام) را خدا مي‌دانند، رفتن به زيارت امام حسين (عليه السلام) را واجب مي‌دانند و رفتن به حج لازم نيست، به زيارت امام رضا (عليه السلام) مي‌روند و بجاي اينكه رو به قبله نماز بخوانند، رو به حرم امام رضا (عليه السلام) مي‌خوانند. وهابيت يك سري از اين مزخرفات را درست كرده‌اند كه آدم مبهوت مي‌ماند. در اين دنياي ارتباطات، آن هم مفتيان طراز اول، اين چنين بگويند. مثلا بن جبرين كه شخصيت علمي طراز دوم عربستان است،‌ سايتي دارد كه رسما فتوا داده كه شيعيان ما أهل سنت را نجس مي‌دانند و اگر با ما مصافحه كنند، دستشان را آب مي‌كشند. چه دروغ شاخ داري؟!

دكتر ناصر غفاري از اساتيد دانشگاه‌هاي مدينه و از شخصيت‌هاي علمي است، كتابي نوشته به نام اصول مذهب شيعه كه الان كتاب درسي دانشگاه‌هاي مدينه است، در اين كتاب ، ج3، ص1885 مي‌گويد:

در جمهوري اسلامي ايران، مردم ايران، هنگام أذان گفتن، نام امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) را بر نام رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مقدم مي‌كنند.

 اگر اين حرف را يك شترچران بيابان‌هاي عربستان بزند، يك چوپان و آدم بي‌فرهنگ پشت كوه بزند، ما گلايه‌اي نمي‌كنيم؛ يك استاد دانشگاه، آن هم در كتاب درسي دانشگاه همچنين خرافاتي را مي‌گويد.

دكتر عبدالله محمد غريب از وهابي‌هاي مصر است،‌ كتابي نوشته به نام جاء دور المجوس، در اين كتاب صراحتا مي‌گويد كه:

إن ثورة الخمينية، ثورة مجوسية ‌و ليست اسلامية، شطروية‌ و ليست بمحمدية، أعجمية و ليست بعربية، ... ، إن خطر حكام تهران، أشد علي الإسلام من خطر اليهود؛

اين انقلاب امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) در ايران، يك انقلاب مجوسي است نه اسلامي، به طرف شاهنهشاهي و كسروي دعوت مي‌كنند نه به طرف رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اينها دنبال نژادپرستي هستند نه دنبال اسلام، ... ، خطر حكام تهران از خطر حكام يهود بر اسلام بيشتر است.

من با چند تا از اين دانشجويان دانشگاه أم القرا در كنار بيت‌الله‌الحرام با هم بحث مي‌كرديم، همين حرف را زدند و گفتند شماها خطرتان براي اسلام چنين است. گفتم: اگر هيچ افتخاري جمهوري اسلامي ايران نداشته باشد، فقط در همين 22 بهمن 1357 كه انقلاب اسلامي پيروز شد، روز 23 بهمن درب سفارت اسرائيل در تهران تخته شد و به جاي آن سفارت فلسطين گشوده شد و الآن شماها يك هزارم يا يك ميليونيوم غم آوارگان مردم فلسطيني را كه ايرانيان مي‌خوردند، نمي‌خوريد. شعار دادن چيز خوبي است، ولي عمل شما چگونه است؟

اين خلاصه‌اي از نقش وهابيت در ممانعت از وحدت و اتحاد و عقائد و ارتباط آنها با استعمار غرب بود. استكبار جهاني هم، ‌همين چيزها را مي‌خواهند.

أما موضع‌گيري علماء شيعه و أهل سنت در برابر تفكر وهابيت. عزيزان اين را بدانند، آنقدر كه علماء أهل سنت در مبارزه با وهابيت پيشتاز بودند، قاطعانه مي‌گويم كه شايد علماء شيعه آنچنان نبودند؛ چون مباني تفكر و اعتقاي وهابيت برمي‌گردد به قرن 7، 8 هجري كه فردي به نام ابن تيميه در سرزمين شام. او  ‌شروع كرد عليه مسلمانان و شيعيان مطالبي را پخش كردن، رفتن به زيارت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامزادگان را گناه و بدعت دانست، توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اولياء خدا را شرك و حرام دانست، عامل اينكار خونش حلال است، اگرتوبه نكرد، بايد گردن او را زد.

علماء و بزرگان استوانه‌هاي علمي أهل سنت مثل حصني دمشقي،  سُبكي،  سمهودي، ابن حجر عسقلاني،  كتاب‌هاي مفصلي نوشت در رد عقائد ابن تيميه و وهابيت نوشتند. آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب الدرر الكامله، ج1، ص154 مي‌گويد:

مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تيميه، بعضي مي‌گويند او زنديق و ملحد و بي‌دين و برخي مي‌گويند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت اميرالمؤمنين (عليه السلام) جسارت و حرف‌هاي بي‌ربط زده است.

در رابطه با محمد بن عبد الوهاب، مؤسس وهابيت، اولين كسي كه موضع گرفت در برابر او، پدرش عبدالوهاب بود و مي‌گفت در اين پسر من، نشانه‌هاي بي‌ديني و گمراهي و گمراه‌گري را مي‌بينم؛ و به مردم مي‌گفت مواظب باشيد كه پسرم شما را گمراه نكند. اولين كتابي كه عليه محمد بن عبد الوهاب نوشته شد، برادرش سليمان بن عبد الوهاب نوشت و بعد از او صدها نفر از بزرگان أهل سنت در اين زمينه كتاب و مقاله نوشتند. شخصيت‌هاي برجسته أهل سنت، ‌چه در داخل كشور و چه در خارج، عليه وهابيت كتاب‌ها و مقالات نوشته‌اند. در رسانه‌هاي جمعي، سخنراني‌ها و ميزگردهاي متعدد در نقد عقائد وهابيت دارند. چون همه فهميده‌اند كه وهابيت، فتنه‌اي است كه دامنگير جامعه اسلامي شده است. فتنه وهابيت از شرق عالم تا غرب عالم را فرا گرفته است. در هر كجاي دنيا، انفجاري صورت مي‌گيرد، يك طرف سر نخ آن، به القاعده، نيروي نظامي وهابيت متصل است. اينها در خود شوروي، حدود 22 عمليات انفجاري انجام داده‌اند و در خود آمريكا، الجزاير، سودان. حتي در خود عربستان، عليه حكومت آل سعود اعلام موضع كرده‌اند. بارها شنيده‌ايد و خوانده‌ايد از رسانه‌ها، كه در خود مكه مكرمه،‌ در جده و رياض، توسط گروه القاعده، افراطيون و تكفيري‌هاي وهابيت، انفجارهايي صورت مي‌گيرد. امروز در داخل كشورمان، در شرق، انفجارهاي متعدد، كشتارهاي فراوان، كه يكي از آنها، قضيه تاسوكي بود كه وسط عبدالمالك ريگي، رهبر نظاميان وهابيت در ايران، 22 نفر از عزيزان را شبانه كشتند و يكي را سر بريدند و فيلمش را با سي دي در ميان مردم براي ايجاد رعب و وحشت پخش كردند. الان قضيه وهابيت در داخل كشور در شرق، به يك معضل جدي عليه نظام در آمده است.

بنده در بيرجند بودم، حدود 300 نفر از علماي استان را جمع كرده بودند و ما يك بحثي داشتيم در رابطه با آشنائي با وهابيت و شبهات آنان. مي‌گفتند كه هفته به هفته، مبلغان وهابي از طرف زاهدان و پاكستان مي‌آيند و در روستاها تبليغ وهابيت مي‌كنند. در استان گلستان بودم، نماينده مقام معظم رهبري در استان و حدود 250 نفر از علماء منطقه بودند، مي‌گفتند هفته به هفته، مبلغان وهابيت از شرق كشور مي‌آيند و در گرگان واطراف آن و آق‌قلا، تبليغ وهابيت مي‌كنند. حدود دو سه ماه قبل، رضوان شهر استان گيلان بودم، اين را باور نمي‌كرديم، امام جمعه محترم آنجا و مسئولين سازمان تبليغات مي‌گفتند: مبلغين وهابي هفته به هفته مي‌آيند رضوان شهر و اسالم و خلخال و شهرها و روستاها تحت پوشش تبليغات فراوان خود قرار مي‌دادند. يكي از آقايان از يكي از روستاهاي دور دست خلخال به خود من مي‌گفت: مبلغين وهابي هفته به هفته مي‌آيند آنجا و مي‌گويند اين عزاداري‌ها چيست؟ اينها كهنه شده؛ امام حسين (عليه السلام) هزار سال قبل از دنيا رفته، براي يك مرده يك، دو، سه سال عزاداري مي‌كنند نه هزار سال. چرا براي اموات مجلس ختم مي‌گيريد، اينها بدعت و حرام است. چند روز پيش تعدادي از دوستان از استان اروميه آمدند قم و مي‌گفتند: هفته به هفته، ماه به ماه، مبلغين از شرق كشور مي‌آيند تا اروميه و نقده، شهر و روستا مورد پوشش تبليغات فراوان خود قرار مي‌دهند.

روز گذشته، فرمانده لشكر 22 كردستان، آمده بود مؤسسه و ما يك ساعت در خدمتشان بوديم. مي‌ناليد از تبليغ وهابيت در منطقه كردستان. ما ها در خواب رفته‌ايم اينها كار خود را انجام مي‌دهند.

چهار ماه قبل در زاهدان يك همايشي بود به نام ختم صحيح بخاري. مردم ختم قرآن مي‌گيرند، آنها ختم صحيح بخاري مي‌گيرند. اين كتاب، روائي است و مملو است از خرافات. در اين همايش كه 150 هزار نفر شركت كرده بودند، در حاشيه همين همايش، سي دي به عنوان صدام شهيد و صدام قهرمان،‌ خريد و فروش مي‌شد. سي دي بن لادن قهرمان هم همينطور. البته بد نيست بدانيد كه بعد از به درك واصل شدن صدام، سايت اينترنتي حوزه علميه دارالعلوم مكي زاهدان، عنوان صدام شهيد را چند روزي در سايت خود نوشتند و بعدا حذف كردند. در اين همايش، رئيس محكمه مدينه به نام دكتر محمد ابراهيم را آوردند براي سخنراني، گفت تمام آنهائي كه به ائمه (عليهم السلام) متوسل مي‌شوند، همه مشرك هستند.

بايد گفت إنا لله و إنا إليه راجعون. اين براي صد سال پيش نيست، براي چند ماه پيش است.

مي‌گفت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با كساني كه متوسل به بت‌ها مي‌شدند، اعلان جهاد كرد.

كتابي روي سايت أهل سنت بود و ما هم خيلي داد و بيداد كرديم و با استاندار محترم زاهدان آقاي دكتر دهمرده صحبت كرديم و بعد از حدود دو ماه برداشتند آن را. كتابي بود به نام نواقض الإسلام، در صفحه 5 و 7 اين كتاب، نوشته است كه:

آنهائي كه به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) متوسل مي‌شوند و يا علي و يا حسين مي‌گويند، قتلشان واجب است، چون مهدور الدم والمال هستند.

من عين كتاب را از اينترنت گرفتم، هم فايلش را و هم چاپ شده اش را. البته اين را هم بگويم كه ما با أهل سنت ايران مشكلي نداريم، عزيزان ما در استان كردستان و اروميه و گلستان و خراسان و ... ، در خط نظام و انقلابند، ما اينها را برادر خودمان مي‌دانيم. خيلي از أهل سنت از شيعيان زن گرفته‌اند و برعكس. ولي يك دسته معدودي از أهل سنت كه در دامن وهابيت سقوط كرده‌اند و مبلغ وهابيت در كشورمان هستند، ما اينها را خطر جدي براي فرهنگ شيعه و نظام مقدس جمهوري اسلامي و خون شهداء و خانواده‌هاي آنها مي‌دانيم.

بنده خودم در عربستان، بيش از 300 جلسه بحث و مناظره با علمائ وهابيت داشتم، در خيلي از شبكه‌هاي ماهواره مثل سلام و المستقله، ده‌ها بحث و مناظره داشتم. مي توانم ادعا كنم كه اگر در سطح كشور، 4 نفر ماهيت وهابيت را شناخته باشند، يكي از آنها بنده هستم، 25 سال از عمرم را روي شناخت اينها گذاشته‌ام، به عنوان يك فردي كه تخصص دارد عرض مي‌كنم: اينها يك خطر جدي براي جامعه هستند. وقتي يك سني يا شيعه را وهابي مي‌كنند، او را به ستون پنجم مبدل مي‌كنند. الفباي تفكر وهابيت اين است كه حكومت شيعي، حكومت كفر و شرك است و از واجبات اوليه‌شان مي‌دانند مبارزه با حكومت شيعي را.

يكي از اساسي‌ترين كارهايي كه ما مي‌توانيم انجام دهيم اين است كه هر كس به توان خودش، در افشاء‌گري ماهيت اينها بايد تلاش كند و عقائد فاسد و ضد قرآني و ضد اسلامي اينها بايد بازگو كند. در معرفي مبلغين اينها كه در گوشه و كنار ايران، مي‌لولند، جوانان ما را منحرف مي‌كنند، بايد تلاش كنيم.

ديشب يكي از عزيزان از يكي از دانشگاه‌هاي بزرگ تهران به من زنگ زده بود. مي‌گفت يكي از مسئولين آموزشي دانشگاه، در خوابگاه، ميان دانشجويان، كتاب‌هاي وهابي توزيع مي‌كند. اينها درد است. در اين تهراني كه شما زندگي مي‌كنيد، اينها نماز جمعه دارند؛ درآن  به مقدسات شيعه توهين مي‌كنند، به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اهانت مي‌كنند، به آقا ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) حرف‌هاي نادرست و ركيك مي‌زنند. من بخشي از دستخط اينها را توسط حضرت آيت الله خزعلي، خدمت مقام معظم رهبري فرستادم، و يك پرونده 200 صفحه‌اي خدمت آقاي مرتضوي دادم. البته اين عزيزمان، نهايت تلاش را در متلاشي كردن پايگاه‌هاي فرهنگي وهابيت در تهران انجام داده‌اند و من اين مرد عزيز را همواره دعا مي‌كنم. همين الان كه در خدمت شما هستم، در منطقه نارمك و  فلكه دوم صادقيه، وهابيت روزهاي جمعه، نماز جمعه دارند. يكي از دوستان گزارش دادند كه بقدري جمعيت آمده بود كه هنگام سجده، روي پشت نفر جلويي مي‌گذاشتيم، يعني جا نبود كه سرمان را روي زمين بگذاريم، يعني سجده صف دوم، روي كمر صف اولي‌ها بود. ما بارها به مسئولين گفتيم، ولي كو گوش شنوا.

إن شاء الله اميدواريم كه، عزيزان، هر كس در حوزه خودش و در توانِ بُرد تبليغاتي خودش، به برادر و خواهر و رفيقش، خطر اين جرثومه‌هاي فساد را قبل از اينكه فراگير شود و كشور ما را فرا بگيرد، اين را اعلام كنند و چهره كثيف اينها را بازگو كنند و نگذارند جوانان ما آلوده به تفكر مسموم وهابيت شود.

سؤال كردند كه كتاب معرفي كنيد براي شناخت ماهيت وهابيت، بنده دو كتاب براي شناخت ماهيت پليد وهابيت معرفي مي‌كنم كه در اينترنت هم هست و دانلود كنيد:

1- وهابيت، مباني ديني و كارنامه عملي            حضرت آيت الله سبحاني

2- وهابيت بر سر دوراهي                            حضرت آيت الله مكارم شيرازي

بنده خودم هم يك جزوه‌اي دارم به نام وهابيت از منظر شرع و عقل كه محصول 25 تلاشم را روي اين كتاب گذاشته‌ام و آماده چاپ است، در سايت هم گذاشته‌ام و قابل استفاده است.


دكتر سيد محمد حسيني قزويني

طرح روحی بهائیت

طرح روحی در بهائیت برترین شیوه تبلیغ ! فریب ! یا خدمت ؟

طرح روحی  در بهائیت برترین شیوه تبلیغ ! فریب ! یا خدمت ؟
...........................................................................
 طرح روحی یکی از برنامه های روشمند تبلیغی بهائیت است. این طرح چند سالی است با هدف ترویج و تبلیغ به منظور فریب و جذب افراد طراحی و به تصویب مرکزیت تشکیلات بهائی رسیده و در سطح جهان به ویژه ایران اسلامی به اجرا در آمده است. با انتشار برخی از پیام های بیت العدل بر خروجی سایت های رسمی تشکیلات بهائیت به زبان فارسی، اهداف و نیت اصلی تشکیلات آشکار شد. در سال 1385 پس از افشاگری های رسانه ای در این باب سرکردگان تشکیلات متوسل به دروغ شده و در فضای مجازی توقف این طرح را در ایران اعلام کرده اند.

سرکردگان تشکیلات اصلی که در اسرائیل مستقر می باشند برای دستیابی به اهداف خویش، زمان‌بندی‌های مشخصی را با شعار"دخول افواج مقبلین" تعیین و به سرکردگان تشکیلات ایران موسوم به یاران ایران دیکته کردند و آنها نیز مانند عروسکان خیمه شب بازی موظف به اجرای آن هستند.

تبلیغ رگ حیات بهائیت
 تمامی فرقه ها برای تداوم حیات خویش نیازمند جذب اعضای جدید و به خدمت گرفتن آنها در راستای اهداف سرکرده هستند. این امر اتفاق نمی افتد مگر با تبلیغ. در بهائیت تبلیغ جایگاه ویژه ای دارد، به طور مثال در پیام بیت العدل 26 جون سال2006 شدیدا تاکید به تبلیغ شده و تا آنجا پیش رفته که به اعضای بهائی گوشزد می کند «...اگر در تبلیغ سستی کنید رگ حیات تشکیلات قطع می شود در هر صورت باید تبلیغ کرد ولی با سیاست، اگر تبلیغ آشکار ممکن نشد در پنهان به جذب بپردازید...»

امروز تشکیلات بهائیت برای تبلیغ و جذب پا را فراتر نهاده و به اعضای خود دستور داده که دایره تبلیغ خود را گسترده تر کنند و با استفاده از کتب موسسه روحی در سطح وسیع تری از جامعه حضور داشته باشند و با شیوه تبلیغ مستقیم اقدام به ایجاد شبهه و فریب افراد ساده لوح کنند. تا آنجا که تشکیلات مرکزی بهائیت در پیامی به اعضای تشکیلات جهت بهینه سازی و تشویق به تبلیغ بیشتر چنین می گوید:« مادام که ین گفتگو ها از ملاقات اولیه فراتر رود و یک دوستی شکل گیرد، این نوع تبلیغ مستقیم می تواند عاملی راه گشا برای یک فرایند پایدار باشد. این مسئله که دوستان تازه یافته منجر به اخذ تسجیل و یا شرکت در یکی از فعالیت های جامعه بهائی شود، چندان مهم نیست.»1

این نشان از عمق شیطنت و نقشه های شوم تشکیلات بهائیت دارد تا بتواند در جامعه اسلامی خصوصا جوانان شکاف اعتقادی – سیاسی ایجاد کند. بر همین اساس است که تشکیلات بهائیت طرح سیستماتیک روحی را که ساعت ها، ماه ها بلکه سال ها به بررسی و تجزیه تحلیل در مورد آن پرداخته، مساعد برای تبلیغ در ایران اسلامی می بیند.

طرح روحی چیست؟
طرح تبلیغی روحی توسط یکی از بهائیان مهاجر ایرانی به نام "روحی ارباب"، در کشور کلمبیا طراحی و پی ریزی شد و پس از بررسی و تصویب بیت العدل به عنوان یک طرح آزمایشی در کشور کلمبیا به اجرا درآمد.
در مدت ده سالی که این طرح به صورت آزمایشی در حال اجرا بود، به طور مستمر و مداوم توسط بیت العدل مورد ارزیابی قرار گرفت تا اینکه تائید شد. سرانجام این طرح به عنوان یک راهنمای عمل، به تمام محافل بهائی برای اجرا، ابلاغ شد. تشکیلات بهائیت در این طرح و با توجه به پیام بیت العدل در تاریخ 26 نوامبر سال2003 شیوه تبلیغی جدیدی (شیوه هجومی) را در برخورد با نظام اسلامی ایران در پیش گرفت.

به همین مناسبت در سال 1380 سیزده نفر از بهائیان به اصطلاح مستعد، زیر پوشش های مختلف از ایران به امارات متحده عربی رفتند و در آنجا دوره های آموزشی را که برای اجرایی کردن"طرح روحی" تدوین و تألیف شده بود، آغاز کردند.

در ظاهر امر، اعزام مبلغان برای آموزش طرح مذکور بود ولی در واقع تشکیلات برای رسیدن به اهداف دیگری دست به چنین اقدامی زد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره داشت:

1- آموزش فرایند جذب و ایجاد تور اطلاعاتی جهت کسب خبر.
2-آموزش چگونگی جذب افراد مستعد جهت وارد کردن به درون تشکیلات.
کاویان صادق زاده میلانی یکی از نویسندگان مشهور بهائی در یکی از مقاله های خود به صراحت چنین می گوید: «اجرای طرح روحی در ایران و دعوت از غیر بهائیان برای شركت در آن، با هدف اصلی تجهیز اعضا برای ورود عملی و برنامه ریزی شده در سطح وسیع و تشكیل حلقه های تبلیغی با غیر بهائیان می باشد.»2
برای اجرای این طرح تاکنون 9 عنوان کتاب تألیف و تنها 7 عنوان از این سری کتب به زبان فارسی ترجمه و آماده شده است که عناوین برخی از کتاب ها عبارتند از: گفتگوهای هدفمند با غیر بهائیان، تاریخ بهائیت، آموزش و نحوه تبلیغ بهائیت و کتابی برای مبلغان فرقه. در اردیبهشت 1383 آموزش راهنمایان و مبلغان به پایان رسید و تعدادی راهنما آماده فعالیت شدند. به همین سبب و بنا به دستور تشکیلات مرکزی بهائیت حرکت و هجوم تبلیغاتی بهائیان به بیرون و به سمت جوامع غیربهائی آغاز شد. که البته آقای جمال الدین خانجانی، نماینده ارشد بیت العدل و فرد شماره یک و مرجع بهائیان در ایران، پیش دستی کرده و برای خوش خدمتی بیشتر در آن سال طی ابلاغیه ای رسمی به کلیه بهائیان ایران تأکید کرد که: «ما نبایستی فقط به دوستانی اکتفا کنیم که از قبل در زمره دوستان درآمده اند، زیرا این امر به علت محدود بودن دایره این دوستی ها، ناچاراً به تدریج اقدامات ما را محدود و متوقف خواهد کرد و بایستی با طرح دوستی ها و صمیمیت های جدید و پس از حصول اطمینان از طریق معاشرت های خانوادگی و گفتگوهای هدفمند، دایره دوستان مطمئن خود را مرتباً اتساع ببخشیم تا امکان لازم برای یافتن نفوس مستعده فراهم گردد.»3

تشکیلات بهائیت براساس طرح روحی استفاده از حربه های دروغین را نیز جایز می شمارد و برای ایجاد ارتباط و نفوذ، جوامع روستایی و کوچک را به عنوان جامعه هدف خود انتخاب می کند و با پوشش بهداشت یار به روستاها و مناطق محروم می رود تا افراد مستعد را شناسایی و جذب کند. «اگر فرضاً دوستان ایده هایی را بیان می دارند مانند اینكه بهداشت یار هستیم و... اینها هدف نیستند، بلكه محملی است برای شناسایی افراد مستعد و اینكه آنها را وارد پروسه مؤسسه آموزش نماییم.»

براساس برنامه طرح روحی هر خانواده بهائی در ایران باید توصیه های راهنمایان گوناگون جهت فریب غیر بهائیان را مدنظر داشته باشد. برهمین اساس تشکیلات تاکید دارد که هویت افراد جذب شده به جلسات دعا باید کاملاً سرّی بماند. این تأکید که بی شباهت به عملکرد عملیات گروهک منافقین نیست تا آن حد است که حتی افراد بهائی مقیم ایران نیز نباید در جریان این امور قرار گیرند. خانجانی سرکرده بهائیان ایران در ابتدای اجرای این طرح در ابلاغ خود به خانواده ها و مراکز بهائی متذکر می شود: «نکته بسیار مهم این است که اسامی محبین که وارد اقدامات اساسی می شوند، بایستی مکتوم بماند و به سایر احبأ معرفی نشوند.»5 "میم-الف"یکی از متبرئین در این خصوص می گوید: «به ما اجازه آشناشدن با خانواده های دیگر را نمی دادند و به واسطه همین موضوع برایم دلخوری پیش آمد، اینکه چرا من نباید جامعه بهائی را بشناسم و دردل جامعه بهائی باشم. در جواب سوال من می گفتند: بیت العدل معتقد است که نباید به جامعه بهائی آسیبی برسد و اگر آسیبی هم وجود دارد به فرد برسد نه به جامعه»
و کلام آخر اینکه، در اردیبهشت سال جاری، تشکیلات با صدور پیامی به ظاهر برای جهانیان ولی در حقیقت دستور تشکیلاتی برای بهائیان ایران، توقع خود را از تشکیلات بهائی ایران بالا برده و تقاضا کرده است که تبلیغات را از سطح کودکستان ها آغاز کنند!

پی نوشت:
1.پیام بیت العدل رضوان 2010
2.newnegah.org، مقالهآمده است هرچند که در سال 1385 "البته قربانی مقصر است
3.مقاله "ماهیت و اهداف طرح روحی"، روزنامه کیهان، 13 شهریور 1385.

شبکه من و تو

شبکه من و تو ( manoto ) هویت بهائی خود را فاش کرد

شبکه من و تو ( manoto ) هویت بهائی خود را فاش کرد

اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت شرط اصلي استخدام در شبكه من و تو + سند

شبكه انگليسي ساخته من و تو كه كمتر از دو سال است فعاليت خود را با سرمايه گذاري مستقيم دربار سلطنتي آغاز كرده و با تابلوي فريبنده شبكه اي به اصطلاح اجتماعي و فرهنگي پا به عرصه وجود گذاشت در جديدترين آگهي استخدام خود سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن در اين شبكه اعلام كرده است.

رها اعتمادي كه فردي بهايي زاده و از خانواده نوكران و خدمتكاران دربار شاه مخلوع است در سال 2010 با همكاري رسمي دربار انگليس و چند نفر از عوامل ديگر شبكه من و تو را كه از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بي بي سي فارسي را يدك مي كشيد راه اندازي كرد تا اين شبكه از همان ابتدا با تفكري بهايي - صهيونيستي و ضد ايراني پا به عرصه وجود بگذارد.

اعتمادي در جديدترين آگهي استخدام اين شبكه كه در وبلاگش منتشر كرده سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن به عنوان مجري در اين شبكه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت ، مخالفت با جمهوري اسلامي ايران و آمادگي داشتن براي عريان شدن عنوان مي كند. رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه جانبه و البته غير علني عوامل بي بي سي گروهي به نام "جوانان بدون مرز" را براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه اندازي كرد و تمامي عناصر همسو با فرقه ضاله بهائيت و ضد جمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد .
 
البته پيش از اين هم نقل قول هاي بسياري در خصوص پشت پرده بهايي عوامل و مجريان اين شبكه مطرح بود كه اكنون با فرو افتادن پرده هاي فريب سند رسمي بهايي – صهيونيستي بودن اين شبكه به ظاهر فرهنگي – اجتماعي علني شد.اگرچه كه دو شبكه سلطنتي بي بي سي فارسي و من و تو جدا از هم فعاليت مي كنند اما منبع تغذيه نيرو و مجريان آنها يكي است و عوامل اين دو شبكه در هم تنيده و پشتيبان استراتژيك اهداف ضد ايراني يكديگر هستند.

ازدواج

بحران تجرّد و دوست‌یابی نامشروع


قضیه نامبارک و زشت دوست یابی که جایگاه مبارک و زیبای ازدواج را اشغال کرده، از جمله مفاسدی است که در اثر عدم اهتمام جامعه به امر مقدّس ازدواج سالم و به موقع پدید آمده است .


ازدواج-رابطه نامشروع
اهمیت ازدواج          

مسأله ازدواج و تشکیل خانواده، از نگاه دین مبین اسلام، فوق‌العاده اهمیت دارد تا جایی که در تعالیم دینی، فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان بر دولت اسلامی و همه افراد جامعه واجب شمرده شده و در آیات شریفه قرآن کریم و روایات معصومین«سلام‌الله‌‌علیهم» تأکیدات فراوانی، بر این امر شده است. قرآن کریم با تأکید می‌فرماید:

«وَ أَنْكِحُوا الْأَیامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ یكُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[1]

جوان‌ها را همسر دهید و زمینه ازدواج دخترها و پسرها را فراهم کنید و از فقر و اینکه نتوانند زندگی خود را اداره کنند، نترسید، زیرا اگر جداً به اسلام عمل کنید، خداوند متعال زندگی رفاهی به آنها عنایت می‌کند و آنها را بی‌نیاز می‌‌سازد.

پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» نیز می‌فرمایند:

«النِّكَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیسَ مِنِّی»[2]

می‌فرمایند: ازدواج سنّت من است و اگر این سنّت، در هر اجتماعی نباشد، آن اجتماع مسلمان نیست.

امّا با وجود همه سفارشات و تأکیدات قرآن و عترت، متأسّفانه سنّت ازدواج به هنگام، از میان جامعه فعلی رخت بربسته‌ است. مثلاً پسر سی سال دارد و هنوز ازدواج نکرده است! دختر بیست و پنج یا سی سال دارد، امّا هنوز ازدواج نکرده است؛ یعنی از نظر اسلام، ازدواج جوانان با تأخیر پانزده تا بیست ساله مواجه شده است.

 

بحران تجرّد و دوست‌یابی

جامعه فعلی، در زمینه ازدواج، دچار بحران شده و این بحران، برای سلامت اخلاقی جامعه بسیار خطرناک است. یکی از خطرهای آن، گسترش فساد اخلاقی و دوست‌یابی نامشروع در اجتماع است. بسیاری از جوانان و حتی نوجوانان به شیوه‌های گوناگون و از طریق اینترنت و تلفن همراه و نظایر آن، با افراد نامحرم طرح دوستی می‌ریزند. قضیه نامبارک و زشت دوست یابی که جایگاه مبارک و زیبای ازدواج را اشغال کرده، از جمله مفاسدی است که در اثر عدم اهتمام جامعه به امر مقدّس ازدواج سالم و به موقع پدید آمده است.

اگر پسر یا دختری بر اثر ازدواج نکردن به گناه بیفتد، گناه او علاوه بر اینکه برای خود او نوشته می‌شود، گریبان همگان را خواهد گرفت. بسیاری از دوستی‌های بین دختر و پسر، از عدم ازدواج به موقع سرچشمه می‌گیرد

قرآن کریم، اینگونه دوست یابی‌ها را در حدّ اعمال منافی عفّت، ناپسند می‌داند و در هنگام معرّفی دختر و پسر شایسته، می‌فرماید:

«مُحْصَناتٍ غَیرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان‏»[3]

«مُحْصِنینَ غَیرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان»[4]

بر اساس این دو آیه شریفه، پسر شایسته و دختر شایسته، کسانی هستند که اهل زنا نیستند و دوست نامحرم هم ندارند.

بنابراین جامعه‌ای که در آن دوست یابی، جایگزین ازدواج شود، مسلّماً اسلامی و مورد نظر و پسند قرآن نخواهد بود. برای رفع این معضل و ناهنجاری اجتماعی نیز چاره‌ای جز بازگشت به تعالیم اسلامی و ترویج ازدواج اسلامی و به هنگام وجود ندارد.

 

آثار اعراض از سنّت ازدواج

جامعه اسلامی، آن‌چنان که شایسته است، به سنّت نبی اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» اهمیت نمی‌دهد و نتیجه اعراض از سنّت نبوی نیز گرفتاری در دام شیاطین است. پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» فرمودند: «فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیسَ مِنِّی»، یعنی هر که از سنت من اعراض کند، از من نیست. و معلوم است هر که از امّت پیامبر نباشد، از یاران شیطان است. وقتی در جامعه، متابعت از شیطان جایگزین متابعت از سنّت رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم» شد، اعمال شیطانی، مانند دوست یابی نیز گسترش می‌یابد.

ازدواج

دوری از سنّت ازدواج، علاوه بر فساد اخلاقی، معضلات دیگری نیز در پی دارد. مثلاً گرفتار شدن در دام‌ عشق‌های هوسی، باعث افت علم برای اشخاص و اجتماع می‌شود. دختر و پسری که در این دام گرفتار می‌شوند، نمی‌توانند به خوبی درس بخوانند و به درستی مطالعه کنند و اگر هم مطالعه کنند، فقط به دنبال کسب مدرک هستند؛ در حالی که وقتی علم می‌تواند موجبات ترقّی و رشد و پیشرفت جامعه‌ای را فراهم کند که حقیقتاً شخص، در راه کسب آن تلاش و کوشش کند و بتواند آن را تعالی ببخشد.

گسترش بی حجابی و بی عفّتی در جامعه و اختلاط زن و مرد نیز از جمله آثار دوری از سنّت ازدواج اسلامی است. فساد اخلاقی که در حال حاضر جامعه را فرا گرفته، در اثر عمل بی‌توجهی جامعه به ازدواج اسلامی است. اگر دختر و پسر به موقع ازدواج کنند، دیگر به دنبال ارتباط نامشروع و سایر مفاسد اخلاقی نخواهند رفت و در نتیجه، فساد اخلاقی در اجتماع کاهش می‌یابد.

 

رفع موانع ازدواج، با تکیه به دستورات قرآم کریم

کار جامعه اسلامی تشویق و زمینه‌سازی برای ازدواج به موقع و آسان است و کار خداوند متعال، روزی رساندن و تأمین مخارج زندگی زوجین:

«وَ أَنْكِحُوا الْأَیامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ یكُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»

البته باید توجّه داشت که خداوند رزّاق، ضامن روزی و خرج حقیقی بندگان شده است و از آنجا که از تشریفات و تجمّلات بیزار است، هزینه آن را هم تأمین نخواهد کرد. در واقع خداوند متعال رزق و روزی به اندازه ساده زیستی و ضرورت و حتّی به اندازه رفاه مخلوقات خویش را ضامن شده و عطا می‌کند: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»[5]

تجمل

اگر جوانان و خانواده‌ها تشریفات و تجمّلات را کنار بگذارند، خداوند رزّاق، نیاز و مخارج حقیقی آنها را برآورده خواهد کرد. متأسّفانه جوانان و جامعه ما آن‌طور که شایسته است، به این حقایق اعتقاد ندارند و چون ضمانت خداوند برای تأمین روزی را باور نمی‌کنند، تن به ازدواج نمی‌دهند. گروهی از جوانان نیز انتظار دارند ازدواج کنند و خداوند متعال، از راه غیب هزینه تجمّلات و تشریفات زندگی را برای آنان بفرستد، در حالی که حق تعالی از تجمّل‌گرایی بیزار است و تأمین مخارج ساده زیستی را ضمانت کرده است.

 

موانع مهمّ ازدواج

امروزه مهریه‌های سنگین، جهیزیه‌های تجمّلی و ولیمه‌های تشریفاتی، سه مانع مهم‌ّ ازدواج جوانان محسوب می‌شوند و همه موظّفند برای رفع این موانع، فکر و اقدام کنند. اگر این سه مانع بزرگ از سر راه ازدواج برداشته شود و ساده‌زیستی جایگزین آن گردد، تا حدّ قابل توجّهی معضل عزوبت و تجرّد حل خواهد شد. این موانع تشریفاتی، معمولاً به دست خود افراد پدید می‌آید و قرآن کریم نیز به شدّت با آن برخورد کرده است:

«وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ ، فی‏ سَمُومٍ وَ حَمیمٍ ، وَ ظِلٍّ مِنْ یحْمُومٍ ، لا بارِدٍ وَ لا كَریمٍ ، إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفینَ ، وَ كانُوا یصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظیمِ»[6]

اصحاب شمال، بسیار شومند؛ در دنیا دود جهنّم اسراف و تشریفات، آنها را نابود می‌کند و در قیامت هم تجسّم عمل آنان، دود و هرم جهنّم می‌شود و به سختی باید پاسخ‌گوی تجمل‌گرایی‌ و تشریفات خود باشند. کسانی که جهیزیه سنگین و ولیمه آن‌چنانی می‌دهند و مهریه‌های بالا برای ازدواج خود و فرزندانشان قرار می‌دهند، از مصادیق بارز مسرفین و تجمّل گراها هستند.

 

تجمّل‌گرایی، در اثر بی‌خردی

قرآن کریم در سوره مبارکه ملک می‌فرماید:

«وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فی‏ أَصْحابِ السَّعیرِ»

امروزه مهریه‌های سنگین، جهیزیه‌های تجمّلی و ولیمه‌های تشریفاتی، سه مانع مهم‌ّ ازدواج جوانان محسوب می‌شوند و همه موظّفند برای رفع این موانع، فکر و اقدام کنند. اگر این سه مانع بزرگ از سر راه ازدواج برداشته شود و ساده‌زیستی جایگزین آن گردد، تا حدّ قابل توجّهی معضل عزوبت و تجرّد حل خواهد شد

جهنّمیان وقتی به جهنّم می‌روند، خواهند گفت: اگر ما عقل داشتیم، به جهنم نمی‌آمدیم. آدمی که عقل داشته باشد، تجمّل‌گرایی و فخرفروشی را موجب بزرگ شدن و کسب آبرو نمی‌داند. وقتی کسی چادر را که نشان شخصیت زن مسلمان است، از مد افتاده می‌داند، مسلّماً در صحّت عقل او باید شک کرد! وقتی کسی به جای تحصیل علم و تلاش در جهت رشد و تعالی علمی، به هوس‌های زودگذر خود می‌اندیشد و در دانشگاه و دبیرستان به دوستی با نامحرم می‌پردازد، مسلّما عقل او دچار اشکال است. پدر و مادری که برای ارضای تجمّل‌گرایی خود و برای اینکه در آینده بیشتر بتوانند با ازدواج تشریفاتی فرزندان خود فخر فروشی کنند، ازدواج آنان را به تأخیر می‌اندازند، تعقّل و خردورزی ندارند و باید در قیامت پاسخ‌گوی فرزندان خود باشند.

 

خلاصه

ازدواج از منظر اسلام بسیار مقدّس و با اهمیت است. همگان باید برای گسترش فرهنگ آن، تلاش کنند و به صورت یک حرکت انقلابی، خود را در راه احیای این سنّت حسنه، مسئول بدانند. همه مردم، خود جوانان، والدین آنها، دولت‌ و حکومت، همه و همه نسبت به این وظیفه خطیر موظّف هستند. اگر پسر یا دختری بر اثر ازدواج نکردن به گناه بیفتد، گناه او علاوه بر اینکه برای خود او نوشته می‌شود، گریبان همگان را خواهد گرفت. بسیاری از دوستی‌های بین دختر و پسر، از عدم ازدواج به موقع سرچشمه می‌گیرد.

موانع ازدواج، مانند مهریه‌ها و جهیزیه‌های سنگین و ولیمه‌های تشریفاتی، باید برداشته شوند تا ازدواج تسهیل گردد. بسیاری از گرفتاری‌هایی که دامن جامعه را گرفته است، بر اثر کارهای خود افراد است و مربوط به طبیعت یا دین نیست.

 

پی نوشت‌ها :

1.نور / 32

2. جامع الاخبار، ص 101

3. نساء / 25

4. مائده / 5

5. ذاریات / 58

6. واقعه / 41-46

                                                                                                                                           فرآوری: محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

فیس بوک

5 نگاه در مورد فیس بوک


"فیس ‌بوک" به نیابت از سیا، وظیفه جمع ‌آوری اطلاعات آشکار از شهروندان سراسر جهان را به عهده گرفته است. جمع آوری اطلاعات آشکار بیش از 90 درصد فعالیت ‌های سازمان‌های اطلاعاتی را تشکیل می ‌دهد که پس از جمع ‌آوری اطلاعات آشکار و پایش و تحلیل داده‌ ها، اهداف مورد نظر برای کسب اطلاعات تکمیلی و مخفی شناسایی می‌ شوند.
فیس بوک

امروزه و با گسترش چشم گیر "جنگ نرم" و موارد سرقت اطلاعات و اشاعه ی فحشا، شبکه ی "فیس بوک" (Facebook) مورد انتقادات و تحسین هایی از سوی صاحب نظران علوم مختلف قرار گرفته است. به عقیده تحلیل ‌گران آمریکایی، ابزار و امکانات موجود در "فیس ‌بوک" و فعالیت ‌های این شبکه اجتماعی در سطح جهانی سبب می ‌شود تا "سیا" در هزینه‌ های خود بتواند صرفه ‌جویی کند. حتی تقویم و گاه‌ نامه موجود در فیس ‌بوک که کاربران با استفاده از آن به ثبت کارهای آتی خود می ‌پردازند به "سیا" کمک می ‌کند تا بداند که افراد قصد دارند در چه مکانی و در چه زمانی دست به انجام چه کارهایی بزنند. جمع آوری اطلاعات آشکار بیشترین حجم از کارهای اطلاعاتی را تشکیل می دهد. همچنین از آنجا که میلیاردها عکس شخصی در این شبکه اجتماعی وجود دارد، در آوریل سال 2011 فیس ‌بوک بدون اطلاع‌ رسانی به کاربران خود، ویژگی جدیدی را راه ‌اندازی کرده است، یعنی فناوری و نرم‌ افزار شناسایی و تشخیص چهره افراد و مواردی که در آن رسما مدیران این شبکه به همکاری با سازمان های اطلاعاتی اعتراف کرده اند.

بر این اساس، بخش جمع آوری اطلاعات آشکار یا (open source intelligence) این سازمان که بیشترین حجم کارهای اطلاعاتی و عملیات گردآوری اطلاعات را در بر می ‌گیرد، با راه اندازی فیس ‌بوک عملا تعطیل شده و "فیس ‌بوک" به نیابت از سیا، وظیفه جمع ‌آوری اطلاعات آشکار از شهروندان سراسر جهان را به عهده گرفته است. جمع آوری اطلاعات آشکار بیش از 90 درصد فعالیت ‌های سازمان‌های اطلاعاتی را تشکیل می ‌دهد که پس از جمع ‌آوری اطلاعات آشکار و پایش و تحلیل داده‌ ها، اهداف مورد نظر برای کسب اطلاعات تکمیلی و مخفی شناسایی می‌ شوند. این روند در حالی است که برخی از صاحب نظران درباره این شبکه و استفاده از آن واکنش ها و نظرات  جالبی را اظهار داشته اند که به چند نمونه از آن ها اشاره می کنیم:

 - دانشگاه الازهر" کشور مصر، اعلام کرد که استفاده از فیس بوک را برای مسلمانان حرام است. آن‌ ها دلیل صدور این فتوا را فروپاشی خانواده‌ ها اعلام کردند. آن‌ ها معتقدند که فیس بوک یکی از دلایل فروپاشی خانواده ‌ها است. جالب آن که، نتایج یک مطالعه در انگلستان نشان داده که در حدود یک ‌پنجم تا یک ‌سوم طلاق ‌های این کشور، به فیس بوک در دادخواست طلاق اشاره شده و موجب نارضایتی یکی از طرفین را فراهم آورده.

فیس بوک که برای مردم هزینه ندارد تبدیل به چندین دستگاه تلویزیون و رادیو می‌شود که میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار می‌دهد و یک ویدیو تصویر که با موبایل‌ها گرفته می‌شود به دنیا منتقل می‌شود که به نظر من این امری مبارک برای دنیا است

- جولیان آسانژ" موسس وب سایت "ویکی لیکس" (Wiki Leaks) معتقد است: "فیسبوک تنفر آمیز ترین ابزار جاسوسی است که تاکنون ایجاد شده ‌است. هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه اجتماعی فیس بوک اضافه می ‌کند باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا می باشد و این گنجینه اطلاعاتی را برای آنها تکمیل می ‌کند." به گفته ی وی فیس بوک یک گنجینه ی اطلاعاتی بسیار بزرگ از نام و پیشینه ی افراد می باشد که کاربران آن را به شکل داوطلبانه در اختیار این شبکه اجتماعی قرار می‌ دهند ولی این ابزار توسط دستگاه ‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا مورد بهره برداری قرار می ‌گیرد. دسترسی این دستگاه‌ های اطلاعاتی به اطلاعات ذخیره شده در فیس بوک آن را به یک ابزار خطرناک بدل کرده ‌است.

فیس بوک

- سخنگوی پایگاه انگلیسی ""Divorce-online، درباره ی فیس بوک می گوید: "چنان ‌چه فردی بخواهد رابطه ی نامشروعی با کسی برقرار کند، "فیس ‌بوک" در دسترس‌ ترین مکان برای این کار است… در فیس ‌بوک روابط نامشروع به سرعتِ برق و باد صورت می ‌گیرد، در حالی که در نبود فیس‌ بوک شکل‌ گیری همین روابط ماه‌ ها و گاهی سال‌ ها زمان می ‌برد."

- "کریستوفر استارتینسکی" معاون رئیس سازمان "سیا" (CIA) در مورد این شبکه گفته است: "برای سیا فیس ‌بوک کاملاً رویایی بود که به حقیقت پیوست"؛ چرا که در آن کاربران نگرش ‌های مذهبی، سیاسی، شماره تماس، آدرس، اطلاعات شخصی، صدها تصویر از خود، نام دوستان، و حتی جزئیات لحظه به لحظه فعالیت‌ های خود را قرار می ‌دهند. در این راستا، "مارک زاکربرگ" در مورد فیس ‌بوک این چنین گفته است: "فیس ‌بوک تنها و قدرتمندترین ابزار کنترل مردم است که تا کنون اختراع شده است".

- رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، "هاشمی رفسنجانی" در این باره گفت: "امروز در سایه‌ی اینترنت و ماهواره‌ها دیگر نمی‌توان جلوی اطلاعات را گرفت، البته عوارض بدی هم دارد، اما اگر بخواهیم جلوی یک چیزی گرفته شود ده تای دیگر سبز می شود. فیس بوک که برای مردم هزینه ندارد تبدیل به چندین دستگاه تلویزیون و رادیو می‌شود که میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار می‌دهد و یک ویدیو تصویر که با موبایل‌ها گرفته می‌شود به دنیا منتقل می‌شود که به نظر من این امری مبارک برای دنیا است که گرچه برخی خوششان نمی‌آ‌ید اما اگر اساسی به سعادت بشریت فکر کنیم و علیه ظلم و ستم و بیداد و ستمگری حرکت کنیم شاهد خواهیم بود که اگر این رسانه‌ها وجود نداشته باشند خطرناک خواهد بود."

فرآوری: آزاده مرنی

بخش ارتباطات تبیان

فیس بوک

3 خبر درباره عکس‌های فیس بوک


عکس های فیس بوک برای خود حکایت خاصی دارند، چند مطلب را پیرامون این عکس ها با هم می خوانیم

فیس‌بوک عکس‌های شما را پاک می‌کند

در سیستم جدید عکس‌هایی که شما از حساب کاربریتان پاک می‌کنید حداکثر تا 30 روز بعد از تمامی سرورها پاک خواهد شد.

فیس بوک

شرکت فیس‌بوک از این پس عکس‌های پاک شده شما را از سرورهایش پاک می‌کند.

سال‌ها بود که فیس‌بوک نمی‌توانست عکس‌هایی که شما از حساب کاربریتان پاک کرده‌ بودید را از سرورهای خود پاک کند و اگر فردی لینک عکسی که شما پاک کرده بودید را در اختیار داشت به راحتی می‌توانست در اینترنت به آن دسترسی پیدا کند.

اما به نظر می‌رسد که این مشکل برطرف شده است و می‌توانید با خیال راحت عکس‌هایی را که نمی‌خواهید از فیس‌بوک و اینترنت پاک کنید.

شرکت فیس‌بوک اعلام کرده است که سیستم جدید این شرکت برای ذخیره کردن عکس‌ها راه‌اندازی شده است و این سیستم این امکان را می‌دهد که عکس‌ها برای همیشه پاک شوند.

فردریک وولنز ـ سخنگوی فیس‌بوک ـ در این خصوص گفت: با استفاده از سیستم جدید عکس‌هایی که شما از حساب کاربریتان پاک می‌کنید حداکثر تا 30 روز بعد از تمامی سرورها پاک خواهد شد.

وی تصریح کرد: البته طبق معمول عکس‌های پاک شده بلافاصله از صفحه کاربریتان حذف خواهد شد.

چگونه هکرها عکس‌های فیس‌بوک شما را می‌دزدند؟

حتی نیازی به کلیک بر روی تصویر نیست، چون Facebook زحمت دانلود فایل‌ها را می‌کشد.

پیش از ارسال تصاویر تعطیلات خود به فیس‌بوک، کمی تأمل کنید، شما می‌توانید به افراد بزهکار کمک کنید تا اطلاعات شخصی را از روی رایانه‌تان به سرقت ببرد.

به گزارش ایتنا، یک بات‌نت (botnet) به نام Stegobot در هند ساخته شده تا نشان دهد به چه سادگی یک شخص خرابکار می‌تواند با نفوذ و سرقت تصاویر فیس‌بوک یک کانال ارتباطی محرمانه‌ای ساخته که شناسایی آن بسیار دشوار می‌باشد.

مانند بسیاری از باتنت‌ها، استگوبات کنترل کامپیوترها را در دست گرفته و کاربران را برای باز کردن پیوست‌های آلوده ایمیل یا بازدید از سایت‌های آلوده فریب می‌دهد.

سال‌ها بود که فیس‌بوک نمی‌توانست عکس‌هایی که شما از حساب کاربریتان پاک کرده‌ بودید را از سرورهای خود پاک کند و اگر فردی لینک عکسی که شما پاک کرده بودید را در اختیار داشت به راحتی می‌توانست در اینترنت به آن دسترسی پیدا کند

در عوض تماس مستقیم با مدیران بات‌ها (botmasters)، این بدافزار به واسطه کاربران آلوده شبکه‌های اجتماعی و از طریق فعالیت‌های عادی آن‌ها شیوع می‌یابد.

“اگر یکی از دوستان شما که وی دوستِ دوستِ مدیر بایت باشد، اطلاعات به صورت گام به گام در شبکه اجتماعی منتشر شده و در نهایت به دست مدیر بایت می‌رسد”‌.

استگوبات از یک تکنیک بنام steganography برای مخفی کردن اطلاعات در فایل‌های تصویری بدون تغییر دادن ظاهر آن‌ها استفاده می‌کند.

این روش ذخیره سازی 50 کیلوبایت داده را در یک عکس 720 در 720 پیکسل ممکن می‌سازد که برای انتقال اطلاعات مهم مانند شماره کارت‌های اعتباری و پسوردهایی که استگوبات از هارد دیسک شما یافته، کافی است.

بات‌نت مذکور می‌تواند این اطلاعات را در هر عکسی وارد نماید و شما آن‌را به فیس‌بوک ارسال نمایید؛ در این هنگام این باتنت منتظر می‌ماند تا یکی از دوستانتان بخواهد از پروفایل شما بازدید نماید.

فیس بوک

حتی نیازی به کلیک بر روی تصویر نیست، چون Facebook زحمت دانلود فایل‌ها را می‌کشد. احتمال اینکه دوست شما هم به این بایت نت آلوده شده باشد، زیاد است، زیرا هر ایمیلی که شما برای دوستان خود ارسال می‌کنید، تروجان همراه آن منتشر می‌شود و زمانی که آن‌ها بخواهند عکس‌های خود را آپلود نمایند، اطلاعات خصوصی‌شان به همراه تصاویر برای سارقان ارسال خواهد شد.

از این‌رو، در نهایت داده‌ها راه خود را از حساب کاربری دوست شما به حساب کاربری دوستِ دوست شما یافته و این فرایند ادامه می‌یابد تا به طراحان این بدافزار برسند.

در نتیجه مجرمان سایبری می‌توانند اطلاعات شخصی و هویتی شما را از تصاویر استخراج نمایند.

همچنین مدیران بات‌نت می‌توانند دستوراتی را از طریق فرایند معکوس به بایت نت ارسال نمایند،ارسال یک تصویر محتوی دستورات مخفی شده که راه خود را به کامپیوترهای آلوده پیدا می‌کند.

فیس‌بوک از عکس‌های بزرگ‌تر پشتیبانی می‌کند

تنها چند روز پس از این که فیس‌بوک برنامه‌های خود را برای ارتقای حریم خصوصی کاربران اعلام کرد، مدیران این شبکه اجتماعی اظهار کردند، کاربران می‌توانند عکس‌هایی با حجم بالاتر آپلود کنند.

به گزارش ایتنا به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران، کاربران فیس‌بوک همیشه نگران انطباق عکس‌های خود با فیس‌بوک بودند اما از این به بعد فیس‌بوک از عکس‌هایی با رزولوشن 960 پیکسل حمایت می‌کند تا به حال سقف رزولوشنی که فیس‌بوک پشتیبانی می‌کرد 720 پیکسل بود.

فیس‌بوک هم‌چنین اعلام کرد سرعت آپلود عکس نیز نسبت به گذشته دو برابر می‌شود.

چندی پیش به فیس‌بوک امکاناتی جدید اضافه شد که بر اساس آن پیش از" تگ "شدن عکسی برروی صفحه کاربر، وی می‌تواند درباره تایید آن تصمیم‌گیری کند.

بسیاری از کاربران فیس‌بوک مدت‌ها بود که منتظر اضافه شدن این امکانات (pre-approve photo tags) به این شبکه اجتماعی بودند.

پیش از ارسال تصاویر تعطیلات خود به فیس‌بوک، کمی تأمل کنید، شما می‌توانید به افراد بزهکار کمک کنید تا اطلاعات شخصی را از روی رایانه‌تان به سرقت ببرد

منتقدان فیس‌بوک می‌گفتند، نبود این امکانات حریم خصوصی کاربر را نقض می‌کند زیرا باعث انتشار عکس‌های خصوصی در محیطی اجتماعی می‌شود و در بسیاری موارد مشکلات عدیده‌ای برای کاربران ایجاد شده است.

تا پیش از این، پس از اینکه یک عکس برروی صفحه کاربر تگ می‌شد و پس از اینکه تمامی دوستان او این عکس را می‌دیدند، کاربر می‌توانست آن عکس را حذف کند اما هم‌اکنون پیش از تگ شدن و انتشار آن کاربر می‌تواند در مورد آن تصمیم‌گیری کند.

یکی از مدیران فیس‌بوک اضافه شدن امکانات جدید را بیش‌ترین درخواست کاربران دانست. گوگل با توجه به انتقادات موجود به فیس‌بوک، شبکه اجتماعی خود را طراحی و تلاش کرده گوگل پلاس عاری از این انتقادات باشد. به نوعی می‌توان گفت، گوگل برروی این انتقادات موج‌سواری کرده و توانسته است از موجودیت آن‌ها به نفع شبکه اجتماعی خود استفاده کند.

بخش ارتباطات تبیان

فیس بوک

این روزها همه فیس‌بوکی‌اند، شما چطور؟!


این روزا دیگه شناسنامه زیاد کارایی نداره؛ اگه عضو فیسبوک نباشی، انگار اصلا جزو موجودات زنده به حساب نمیای!

این روزها همه فیس‌بوکی‌اند، شما چطور؟!

پسرعمه‌ام نشسته بود پای کامپیوتر. همچین چسبیده بود به صندلی که حتی برای شام کَنده نشد. روبروش می‌شینم می‌گم «فرهود! چه خبر؟ زنده‌ای که هنوز؟». می‌گه «عضو فیسبوک هستی؟». می‌گم «زیاد بهش سر نمی‌زنم.». می‌گه «اسمت چیه که پیدات کنم؟». اسمم رو می‌گم و شروع می‌کنه به گشتن. شروع می‌کنه از مزیت‌های فیسبوک و جذابیتش می‌گه. می‌گم «پسر خوب! اون زمان که ما اومدیم فیسبوک، اونجاها همه بیابون بود. هنوز جاده‌هاش آسفالت نشده بود. شما یادت نمیاد. هنوز طفل بودی اون موقع.». می‌گه «حالا چرا نیستی؟». می‌گم «آدم وارد فیسبوک که میشه انگار وایساده سر خیابون، هر کیو که رد میشه نگه می‌داره، تمام اطلاعات و اخبار زندگانیش رو میذاره کف دستش! می‌گه برو به سلامت!».

 

گویا مهمونی تموم شده. باید بریم خونه‌مون. توی راه به این فکر می‌کنم که چقدر دلم برای دوستای دانشگاه و دبیرستانم تنگ شده، که اتفاقا همه‌شون به‌شدت فیسبوکی هستند.

توی کوچه‌مون که می‌رسیم، صدای دوستای برادرم رو می‌شنوم که دارند در مورد دوستای نِتی‌شون حرف می‌زنند. تا اسم فیسبوک رو میارند یادم میفته که هر کدوم‌شون چه چــــیزایی برای برادرم می‌فرستند و اتفاقا به ایمیل من میاد، چون پروفایلش با ایمیل من ساخته شده. به جای اونا من خجالت می‌کشم!!

این روزا دیگه شناسنامه زیاد کارایی نداره؛ اگه عضو فیسبوک نباشی، انگار اصلا جزو موجودات زنده به حساب نمیای! در همین راستا برادر منم یه پروفایل ساخت و مسئولیتش رو به من واگذار کرد!

توصیه می‌کنم هیچ‌وقت مدیریت پروفایل برادرت رو، در حالی‌که تمام بچه‌های محل و دوستاش که می‌شناسی، توی Add Listش هستند به عهده نگیر، چون از همه ناامید میشی! و من بعد از این ناامید شدن‌ها از اطرافیان و دوستانم بود که جیفه‌ی فیسبوک رو به اهلش بخشیدم و دست از محتویاتش شستم!

دارم همین‌جوری تأسف می‌خورم که دایی SMS می‌ده: «…این مشخصات خواستگار ملیحه‌ست. ببین چی می‌تونی ازش پیدا کنی؟» یه لحظه خودمو هم‌پای زحمت‌کشان پلیس+10 می‌بینم و وظیفه‌ی سنگینی رو روی دوشم احساس می‌کنم! گواهی سوءپیشینه می‌خواید؟ خلافی ماشین؟ تعارف می‌کنید؟ به خدا اگه بذارم بدون شخم زدن کل فعالیت‌های اینترنتی طرف از این در برید بیرون! بعد از چند تا ازدواج فیسبوکی که شاهد بودم، یهو دلم به شور میفته…

 

این روزها همه فیس‌بوکی‌اند، شما چطور؟!

نه دیگه. انگار قضیه جدیه. باید برم فیسبوک! بسم‌الله فی.لترشکن!… اوه اوه! این همه Notification رو کی میخواد چک کنه؟ من که اصلا! چند تا رو رندوم می‌بینم:

1. به به… مبارکه. مهتاب با اون آقاهه که عمران می‌خوند ازدواج کرده. از کجا فهمیدم؟ عکساشون موجوده! از مدل لباس عروسش خوشم نمیاد!! ماه عسل هم جای گرمی رفتند! از دست و پای آفتاب‌سوخته‌شون فهمیدم! چه کاریه خب؟ می‌رفتید یه جای خوش‌آب‌وهوا! حالا خارج هم نبود، نبود. والا! راستی، مهتاب این مدلی نبودآ… باد فیسبوکی داره حیاها رو می‌بره یعنی؟!

2. آخ جون! سارا زنده‌ست. برام پیام فرستاده. غروب بهش SMS دادم، جواب نداد. گفتم نکنه مُرده. تو رو خدا دوستای ما رو ببین! گوشیش رو نگاه نمی‌کنه، ولی فیسبوکش یکسره بازه. به قول IT‌چی‌ها «دائمُ‌الـآن‌ه» (همون دائمُ‌الـآنلاین یعنی!).

3. یکی از آقایان هم‌کلاسی توی یکی از عکساش منو برچسب زده… پناه بر خدا! اینجا خانواده زندگی می‌کنه‌ها! چرا فکر کرده دیدن عکس لب ساحلش، با یه خُرده لباس، برای من جالبه؟! اصلا آدم وقتی لباس زیادی تنش نیست عکس می‌گیره مگه؟

4. یه نفر درخواست دوستی داده. قبل از Confirm میرم توی پروفایلش ببینم چه جور موجودیه. با 21 سال سن، تحصیلات دکتری؟! به برکت شبکه‌های اجتماعی کلی به تحصیل‌کرده‌هامون اضافه شده‌ها. ما قدر نمی‌دونیم!

تا صبح هم بشینم، Notificationها تموم نمیشن. اینکه کی برای کی کامنت گذاشته، کی با کی دوست شده، کی چه عکسی رو لایک زده و… اخبار خاله‌زنکی و به‌درنخوری هستند که انتشارش فقط در شأن اقدس خانومای تلویزیونیه! اما حالا این وظیفه‌ی خطیر رو زوکربرگ و دار و دسته‌ش به عهده گرفتند، که از همین‌جا بهشون «خدا قوت» میگم. رسالت عظیمی رو به دوش می‌کشند! از خیر این اخبار مهم می‌گذرم.

امیدواریم که دوستان و کسانی که این مطلب رو میخونند در این شبکه فعالیتشون رو قطع کنند و یا به فعالیت حداقلی برسونند و یا با تدبیر بیشتری اطلاعات شخصیشون رو در اختیار شبکه های اینترنتی اعم از فیس بوک ، ارکات و … قرار بدند و حتی نیاز هست با بصیرت بیشتر ی وقتشون رو صرف امور تبلیغی و اهداف والاتر در محیط های بهتر کنند

اسم آقاهه‌ی خواستگار رو سرچ می‌کنم. چند مورد پیدا میشند که با تطبیق اطلاعات واصله از دایی، می‌فهمم کدوم‌شون آقای مربوطه‌ست. ماشالا لیست دوستان! چه خانومای خوش‌تیپی! آفرین، آفرین… به به! چقدرم مهربونه با همه‌ی خانوما: «عزیزم»، «گلم»، «فدات بشم»، «خانوم قشنگم» و… راحت باش شما! نامحرم کیلو چنده؟ زندگی فست‌فودی، رفاقت فیسبوکی هم می‌طلبه! آقا «ما برای وصل کردن آمدیم»، اما این آدم فقط روبوسی نمی‌کنه توی نوشته‌هاش! ای بمیری زوکربرگ! حالا من جواب دایی رو چی بدم؟…

به خودم که میام ساعت 2 نصفه شبه. خوب شد؟ خوب شد الکی‌الکی ساعات خوابم از دست رفت؟…

صبح که سیستم رو روشن می‌کنم می‌بینم از فیسبوک ایمیل اومده که «سارا برات پیام فرستاده». بهش SMS می‌زنم می‌گم «سلام. دیگه نه من، نه فیسبوک! امری بود؟!»…

********************

فیس بوک و معضلاتش

یکی از معضلات تفریحی جوانان ایرانی فیس بوک هست و متعلقاتش لازم دیدم که نگاهی هرچند مختصر و تیتر وار به معضلات این شبکه ی اجتماعی داشته باشم امید است مورد استفاده ی مخاطبان واقع شود . جدای از آثار سویی که همه واقف بر آن هستیم و اثرات مخربی که مستقیما از عضویت در این شبکه اجتماعی درک کردیم و می کنیم مطلب زیر تاکید بر برخی نکاتی هست که قطعا شما هم میدونید:

* توی فیس بوک همه کار می کنند

* از دوست یابی گرفته

* تبریک ایام به همدیگه

* ارتباط با آشنایان قدیمی

* قرارهای تفریحی

* بحثهای سیاسی اجتماعی

* و البته بیشتر از همه ی اینها اتلاف وقت به تمام معنا!

 

این روزها همه فیس‌بوکی‌اند، شما چطور؟!

این شبکه اجتماعی به نوعی طراحی شده که فرد عضو با تمام اشتیاق در پی دنبال کردن اتفاقات روزمره ی دیگران (اعم از دوستان واقعی و دوستان اینترنتی) میره و وقتی به ساعت نگاه میکنه که چند ساعت از وقت با ارزشش رو صرف کاری کرده که ثمره ی مثبتی توی زندگیش نداشته.

ولی نکته ی بارزی که توی فیس بوک اغلب باهاش روبرو هستند و دیگران بهش توجه نمی کنند اینه که در پروفایل افراد ، با سه دسته از شخصیت ها روبرو هستیم.

اول شخصیت هایی که با عنوانی غیر از فرد حقیقی فعالیت میکنند و خودشون رو با نامی مثل اسامی قهرمانان، گلها ، اسامی پرندگان یا صفت و موصوفی خاص معرفی می کنند . که خب این طرز معرفی اسیب چندانی برای خود فرد و دیگران نداره و بیشتر متوجه نوع فعالیت فرد و علایق او هست. دوم شخصیت هایی که بسیار خرسندند، با اسم و فامیل و مشخصات واقعی فعالیت می کنند که در واقع خطری بزرگ رو به جان می خرند چرا که غافل از این موضوع هستند که همین فراهم کردن بانک اطلاعاتی قوی اون هم از سوی شبکه اجتماعی منتسب به صهیونیستها و یهودی ها حتی اگر امروز یه توهم محسوب شه در آینده خطرات جدی رو برای فرد به دنبال خواهد داشت . که ما این اطلاعات رو به راحتی و رایگان در اختیارشون قرار میدیم!

سوم افرادی که با اسم و فامیل جعلی و مشخصات جعلی تر و شاید از همه بدتر جنسیت جعلی در فیس بوک حضور پیدا می کنند و خودشون رو به بقیه معرفی می کنند که همه کما بیش با خطر این افراد روبرو هستند.

یکی از هزاران مشکلی که فعالیت در این شبکه ی اجتماعی برای افراد و جامعه به وجود میاره اینه که اطلاعات افراد و علایق وفرهنگ غالب هر قسمت از جامعه ( مثلا ایران ) از طرف مدیران این شبکه رصد میشه . چطوری؟ از طریق همین صفحات فن یا سوالاتی که به شدت هوشمندانه از طرف مدیران فیس بوک طراحی شده که از طرف دوستانتون راجع به شما پاسخ داد ه میشه و یا یالعکس شما راجع به دوستانتون پاسخ میدید و در صفحات همدیگه شیر میشه بدون اینکه غیر از جنبه ی تفریحی و دوستانش به چیر دیگه ای توجه کنید. به همین سادگی می تونند بافت یک جامعه چه جامعه ی کوچک مثل دوستان چه جامعه ی بزرگتر مثل ولایی ها و یا جامعه ی قابل سرمایه گذاری مثل مخالفان نظام رو شناسایی و براش مدیریت کنند که در اهداف بلند مدتشون بتونند تزریقات فرهنگی و اخلاقی و نهایتا تصرفات ارضی و استعماری رو راحت تر به اون جامعه بقبولانند .

پس توصیه می شود که دوستان و کسانی که این مطلب رو میخونند در این شبکه فعالیتشون رو قطع کنند و یا به فعالیت حداقلی برسونند و یا با تدبیر بیشتری اطلاعات شخصیشون رو در اختیار شبکه های اینترنتی اعم از فیس بوک ، ارکات و … قرار بدند و حتی نیاز هست با بصیرت بیشتر ی وقتشون رو صرف امور تبلیغی و اهداف والاتر در محیط های بهتر کنند.

 

 

فرآوری: نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی تبیان